Skip to main content

مردی که مایکل جکسون جان‌اش را نجات داده بود با قاتل او به گردش رفت

Murray-DeBarge-1.jpg چند روز پیش مردی که مایکل جکسون جان‌اش را نجات داده بود با کانراد موری، قاتل مایکل جکسون قرار ملاقات داشت. جیمز دیبارج در سال ۱۹۸۴ با جانت جکسون خواهر کوچکتر مایکل که یک نوجوان بود ازدواج کرد. پیوند آن دو، یکسال بیشتر دوام نیاورد. دیبارج روزی قصد داشت خود را از پشت بام خانه‌ی هیونهارست جکسون‌ها به پایین پرتاب و خودکشی کند، اما مایکل مانع از این کار او شد و جانش را نجات داد. دیبارج سه سال پیش در مورد این حادثه سخن گفت که می‌توانید در اینجا شرح آن را بخوانید.Janet-DeBarge-1.jpg
دیبارج و جانت در سال ۱۹۸۵
کانراد موری پزشک شخصی مایکل جکسون بود. طبق نتیجه‌ی دادگاه اای‌جی که به نقش کمپانی اای‌جی در مرگ مایکل جکسون رسیدگی می‌کرد، این پزشک توسط کمپانی استخدام شده بود تا سلامت او را طی تور تضمین نماید. طبق گفته‌های پسر مایکل، پدرش از طریق آنان به کانراد موری کمک مالی می‌رساند تا این پزشک در نزد او شرمنده نشود. کانراد موری در روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ با تزریق دوز بالایی از یک داروی بیهوش کننده با نام پروپوفول جان مایکل را گرفت. موری از این دارو برای خواب کردن مایکل که بی‌خوابی شدید داشت استفاده می‌کرد. موری دو سال بعد به جرم قتل غیرعمد به زندان افتاد و از قضا همبند جیمز دیبارج شد که به جرم مصرف مواد مخدر و ایجاد مزاحمت دستگیر شده بود. دیبارج سابقه‌ی اعتیاد طولانی مدت دارد. Murray-DeBarge-2.jpg روز سه‌شنبه موری ۶۱ ساله و دیبارج ۵۰ ساله به همراه دوست دختران‌شان برای صرف ناهار به رستوران غذاهای دریایی در بورلی هیلز رفتند و البته این پیوند که از دید رسانه‌ها نامتناسب توصیف شده است، از چشم عکاسان پاپاراتزی دور نماند. منبع: eMJey.com / DailyMail

اسپیلبرگ میخواست مایکل جکسون پیتر پن فیلمش باشد

peter-pan-michael-jackson.jpg مایکل جکسون به بازی در تعدادی از فیلم‌ها سینمایی خاص علاقه داشت. او در فیلم ویز (The Wiz) بازی خوبی از خود نشان داد. چشم‌اش در پی نقش مرد عنکبوتی بود و می‌خواست پروفسور اکیس در فیلم مردان اکس باشد. حتی تیم برتون، کارگردان شناخته شده، می‌خواست فیلم خانه‌ی وکس را با هنرنمایی مایکل جکسون بسازد.فیلم هوک، ساخته‌ی استیون اسپیلبرگ یکی دیگر از فیلم‌هایی بود که مایکل به بازی در آن تمایل داشت. مایکل قرار بود نقش پیتر پن را ایفا کند، او در واقع نخستین انتخاب اسپیلبرگ برای این نقش بود. اسپیلبرگ در ابتدا قصد اشت این فیلم را در سال ۱۹۸۳ بسازد. پادشاه پاپ علاوه بر بازی قرار بود آهنگ‌های این فیلم را نیز بخواند. متاسفانه در آن زمان ساخت فیلم‌ ایندیانا جونز و معبد مرگ، بیشتر وقت اسپیلبرگ را به خود اختصاص داده بود و پروژه‌ی فیلم هوک تا دهه‌ی بعد به تاخیر افتاد. سرانجام وقتی اسپیلبرگ زمان کافی برای ساخت این فیلم را داشت، مایکل از ایفای نقش سر باز زد چرا که ایده‌ای که کارگردان برای این فیلم در نظر داشت را نمی‌پسندید. پیتر پنِ فیلم اسپیلبرگ، وکیل میانسالی است که فراموش کرده است پیتر پن است و نباید هرگز بزرگ شود. اسپیلبرگ: "مایکل همیشه می‌خواست نقش پیتر پن را بازی کند. من با او تماس گرفتم و گفتم که فیلم در مورد مرد وکیلی است که به نجات فرزندان‌اش می‌رود و به یاد می‌آورد که در کودکی پیتر پن بوده و در واقع هرگز نمی‌بایست بزرگ می‎شده است. مایکل در آن لحظه پی برد که این همان پیتر پنی نیست که او می‌خواسته بسازد." کوین کلاین و تام هنکس دیگر انتخاب‌های اسپیلبرگ برای این نقش بودند. سرانجام رابین ویلیامز در این نقش ظاهر شد. اما جالب است بدانید که اسپیلبرگ از نتیجه‌ی کار راضی نبود و از فیلم ناامید گشته بود. این فیلم نتوانست تایید منتقدان را بدست آورد. اسپیلبرگ مدتی پیش در یک مصاحبه‌ی رادیویی اعتراف کرد که فیلم هوک را دوست ندارد و ابراز امیدواری نمود که شاید روزی بتواند دست کم بخشی از آن را دوست داشته باشد. steven-spielberg-mj.jpg اسپیلبرگ و مایکل از دوستان یکدیگر بودند و پیشتر در ابتدای دهه‌ی ۸۰ در آلبوم صوتی داستان ای‌.تی موجود غیر زمینی همکاری داشتند. مایکل راوی قصه بود و برای این کار یک جایزه‌ی گرمی بدست آورد. دیگر همکاری آنها در کلیپ موسیقی مایکل برای آهنگ Liberian Girl صورت گرفت. اسپیلبرگ در مورد مایکل جکسون گفته است: "هرگز هیچکس را مانند مایکل ندیده‌ام. او از دنیای زیبایی آمده است. ایکاش همگی می‌توانستیم قدری در دنیای او وقت بگذرانیم." منبع: eMJey.com / malaysiandigest & contactmusic

پرینس جکسون در راه کوبا

prince-cuba-1.jpg راجر فریدمن در وب سایت خود نوشته است: "این قسمت دوم فیلم مارها در هواپیما نیست. مایکل جکسون به سرتاسر دنیا سفر کرد اما هرگز به کوبا نرفت. حالا پسرش، مایکل جکسون جونیور یا همان پرینس شانس این سفر را دارد. او عکسی از خود را در حالیکه بلیط هواپیما به سمت کوبا را در دست دارد منتشر کرد. او روز جمعه با همراهی گروه مدرسه از سوی مدرسه‌ی باکلی در لس آنجلس عازم این سفر شد. وقتی من هفده سال‌ داشتم، مدرسه ما را به بازدید از مجسمه‌ی آزادی، موزه و به مک دونالد می‌برد، اما زمانه تغییر کرده است." استفاده‌ی پرینس از نام اصلی خود که همان نام پدرش است، جالب توجه است. بر روی بلیط هواپیما نام "مایکل جوزف جکسون" البته با پسوند جونیور ذکر شده است. پرینس در توییتر در کنار انتشار این عکس به زبان اسپانیایی نوشته است: "من یک پرواز خصوصی به کوبا دارم."پرینس در نورلند بزرگ شد پس عجیب نیست که در خانه‌اش یک باغ وحش کوچک داشته باشد. خواهرش پاریس تا پیش از آنکه خانه را ترک کند، از چندین سگ، گربه و پرنده نگاهداری می‌کرد. از روزی که او در تابستان سال قبل در پی اقدام به خودکشی خانه را ترک کرد و به بیمارستان و سپس به مدرسه‌ی شبانه روزی منتقل شد، مسئولیت نگاهداری از این حیوانات بر دوش برادرش پرینس افتاده است. مارهای کوچکی که پرینس طی یکی دو سال پیش خریداری کرده است اکنون بزرگ شده‌اند و نیازمند قفس‌های بزرگتر هستند و به همین دلیل پرینس تصمیم گرفت که خود شخصا برای حیوانات خانگی‌اش قفس‌هایی بسازد. او تعداد ده مار متفاوت در خانه نگاهداری می‌کند. به تازگی حیوانات دیگری نیز به این مجموعه‌ی خانگی اضافه شده‌اند. جدیدترین اعضا اسپارتا و آتنز، دو مارمولک‌ هستند که طی روزهای اخیر توسط پرینس در توییترش معرفی شدند. prince-jackson-lizards.jpg مایکل نیز عاشق حیوانات بود و آنها را در کنار کودکان بهترین دوستان خود می‌دانست. آشکار است که علاقه‌ی او به حیوانات به فرزندان‌اش منتقل شده است. مایکل در کنار سایر حیوانات به نگاهداری از مارها نیز می‌پرداخت و یک شامپانزه‌ی خانگی نیز داشت. شایان ذکر است که شامپانزه هنوز به باغ وحش پرینس و پاریس اضافه نشده است. پرینس مدتی پیش ویدیویی از طوطی خانگی‌شان منتشر کرده بود. این پرنده تمام روز در گوشه‌ای از اتاق مخفی می‌شود.
و این همان طوطی است که مدت‌ها پیش موفق شده بود پاریس را ببوسد و کسی چه می‌داند، شاید از روی دلتنگی برای پاریس است که خود را در گوشه‌ی اتاق مخفی می‌کند. parisj-parrot.jpg منبع: eMJey.com / Prince Jackson Twitter & showbiz۴۱۱

پسری که مایکل جکسون جانش را نجات داد، برای نخستین بار سخن میگوید

Bela-Farkas-1.jpg مردی که در این تصویر می‌بینید، بِلا فارکِس ۲۴ ساله است. او که با یک بیماری مادرزادی به دنیا آمده بود، اکنون صاحب دختری سالم شده است. بلا فارکس (Bela Farkas) همان پسر کوچکی است که بیست سال پیش در بیمارستانی در بوداپست، مجارستان با مایکل جکسون روبرو شد و زندگی‌اش برای همیشه تغییر کرد. او که طبق پیش‌بینی پزشکان مدت زیادی زنده نمی‌ماند، با کمک مایکل جکسون همچنان به زندگی خود ادامه می‌دهد. Bela-Farkas-mj-1994-2.jpg مجله‌ی مجارستانی "استوری" به تازگی داستانی را در مورد بلا فارکس منتشر ساخت که در روزهای اخیر خبرساز وب سایت‌های حامی مایکل جکسون شده است. مجله‌ی استوری به مناسبت پدر شدن بلا، به سراغ وی رفته بود.داستان از ۸ اوت (آگوست) ۱۹۹۴ شروع شد. وقتی مایکل برای عیادت از بچه‌ها به بیمارستان کودکان بوداپست رفت. لیزا ماری پریسلی، همسر مایکل، او را در این سفر همراهی می‌کرد. آنها اتاق به اتاق در بیمارستان چرخیدند و کودکان بیمار را با هدایای خود شادمان کردند، تا اینکه با پسرکی نحیف که از وخامت بیماری رخسارش زرد شده بود، روبرو شدند. آن کودک، بلا فارکس بود. او با یک نقص مادرزادی در کبدش به دنیا آمده بود. مادر و پدرش او را پس از تولد رها کرده بودند و او در بیمارستان تنها در انتظار مرگ بود و هیچ شانسی برای زنده ماندن نداشت، اما زندگی او از طریق انجام یک عمل جراحی پیوند کبد که هزینه‌اش را مایکل جکسون پرداخت، نجات پیدا کرد. Bela-Farkas--mj-1994-1.jpg
مایکل، لیزا و بلا در بالکن بیمارستان بوداپست
امکان انجام عمل جراحی پیوند کبد در مجارستان وجود نداشت و انجام آن در بیرون مرزهای آن کشور نیز بسیار پر هزینه بود. مایکل بی درنگ قدم پیش گذاشت و گفت که بنیاد خیریه‌ی تازه تاسیس او «دنیا را شفا بده» (Heal the World) هزینه‌ی این عمل را تامین خواهد کرد. اینکه خبر نیکوکاری مایکل بدست رسانه‌ها مخابره شد، از رویدادهای نادر رسانه‌ای بود. گزارشی که شبکه‌ی ای‌تی یکسال پس از پیوند کبد از این پسر کوچک تهیه کرده بود، در یوتوب در دسترس است.
مایکل خود سال‌ها بعد در مجموعه‌ی Private Home Movies که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، خاطره‌ی بلا را به یاد آورد: "این خاطره‎ای از حضور من در بیمارستان بوداپست است. آنجا پسر کوچکی را دیدم که اسم‌اش فارکس بود. او بسیار بیمار و رخسارش زرد شده بود، اما درخشش و برقی در چشمان‌اش داشت. از پرستارش پرسیدم مشکل این بچه چیست؟ او گفت که این بچه به یک کبد نیاز دارد. پرسیدم که آیا می‌میرد؟ او گفت بله مگر آنکه یک کبد برایش پیدا شود. من گفتم که اجازه نخواهم داد این فرشته‌ی دوست داشتنی از دنیا برود، هرچقدر هم که سخت باشد برایش یک کبد پیدا خواهم کرد. بنابراین به سازمان خیریه‌ای ماموریت دادم که دور دنیا در پی کبدی برای او بگردند. زمان زیادی طول کشید اما من گفتم که تسلیم نمی‌شوم، اجازه نمی‌دهم این کودک کوچک بمیرد. وقتی یک تماس تلفنی دریافت کردم و به من خبر داده شد که یک کبد برای او پیدا شده است، بسیار شادمان شدم. او نجات پیدا کرد. افتخار می‌کنم که توانستم به او کمک کنم. خدا حفظش کند. دوستت دارم فارکس."
اما مایکل در این ویدیو به همه چیز اشاره نکرده بود. او هرگز فارکس را تنها نگذاشت. او نتنها برای پسرک یک کبد پیدا کرد و هزینه‌ی انجام عمل جراحی‌اش را تامین کرد، بلکه به پرداخت تمامی هزینه‌های درمانی او طی ده سال پس از آن ادامه داد. بلا اکنون می‌گوید: "حتی نمی‌خواهم به آن فکر کنم. درمان من سالیانه ۱۵ هزار دلار هزینه داشت. مایکل بیش از ۵۰ میلیون فورینت برای من هزینه کرد. فقط به این خاطر که در بیمارستان مرا دیده بود." پس از انجام عمل پیوند کبد، بلا فارکس توسط یک خانواده به سرپرستی پذیرفته شد و زندگی شاد و آرامی را که هرگز تجربه نکرده بود در کنار خانواده‌ آغاز کرد. وقتی مایکل دو سال بعد در ۱۹۹۶ طی تور جهانی هیستوری به مجارستان بازگشت، بار دیگر با بلا دیدار نمود. در آن دیدار بلا به مایکل گفته بود: "شما مانند پدرم هستید. به خاطر شما من بار دیگر به دنیا آمدم." مایکل خنده کنان پاسخ داده بود: "پس تو پسرم هستی." Bela-Farkas-mj-1996-1.jpg ارتباط مایکل و بلا فارکس بدور از چشم مردم و رسانه‌ها تا زمان مرگ مایکل تداوم یافت. مایکل برای پسر کوچک کارت‌ پستال، هدیه‌های تولد و کریسمس می‌فرستاد و بلا عکس‌ها و نقاشی‌هایش را برای مایکل ارسال می‌کرد. وقتی مایکل در سال ۲۰۰۹ درگذشت، بلا احساس کرد که پدر واقعی خودش را از دست داده است و بسیار گریست. او که هرگز مصاحبه‌ای با رسانه‌ها انجام نداده بود، پس از فوت مایکل به روزنامه‌ها گفت: "من می‌دانم مایکل جکسون که بود و می‌دانم که زندگی‌ام را به او مدیون هستم. او اکنون در بهشت است." بلا که اکنون ۲۴ ساله است، در ماه فوریه صاحب یک فرزند دختر سالم شد. پزشکان به بلا گفته بودند که پس از ۱۸ سالگی زنده نخواهد ماند اما او سالم و و سلامت به زندگی‌اش ادامه می‌دهد و این را مدیون مایکل جکسون است و می‌گوید که همواره قدردان او خواهد بود. Bela-Farkas-2.jpg او در خاتمه بیان می‌کند: "اگر می‌توانستم، از او می‌پرسیدم که بین آن همه کودک در آن بیمارستان، چرا مرا انتخاب کردی؟" ادرین گرنت، نویسنده‌ی کتاب Michael Jackson: The Visual Documentary به خاطر می‌آورد که یکبار از مایکل پرسیده بود که بزرگترین دستاورد زندگی او چیست؟ پاسخ‌ مایکل چنین بود: "نجات دادن زندگی بلا بطور قطع یکی از مهمترین لحظه‌های زندگی من بوده است." صفحات اسکن شده‌ی مقاله در مجله‌ی استوری Bela-Farkas-3.jpg Bela-Farkas-4.jpg Bela-Farkas-5.jpg منبع: eMJey.com / Story Magazine & MJJC

نوروز شاد باد

happy-norooz-93.jpg فرا رسیدن نوروز و آغاز بهار بر شما شاد و خجسته باد. eMJey.com Team