به گفتگوی مایکلی خوش آمدید
زمان سرانجام فرا رسید
برای یک گردهمایی
برای آشنایی بیشتر
و برای ارزش نهادن به میراث مایکل جکسون
زمان سرانجام فرا رسید
برای یک گردهمایی
برای آشنایی بیشتر
و برای ارزش نهادن به میراث مایکل جکسون
خواب ها و رویا های مایکلی
- Michaellover
-
- آفلاین
- Working Day And Night
-
- Live The Life You Love
کمتر
بیشتر
14 سال 1 ماه قبل #23378
توسط Michaellover
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
پاسخ داده شده توسط Michaellover در تاپیک پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
لباس حمید تو تنه تو چیکار می کنه؟؟؟
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
کمتر
بیشتر
- ارسال ها: 1584
- تشکرهای دریافت شده: 1424
14 سال 1 ماه قبل #23382
توسط شايان
پاسخ داده شده توسط شايان در تاپیک پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
خب مثل اینکه حسابی خوابت قاطی شده!!!!!
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
14 سال 3 هفته قبل - 14 سال 2 هفته قبل #23908
توسط farshid
پاسخ داده شده توسط farshid در تاپیک پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
salam
man 2hafte pish khab michaelo didam
faghat inke konserte wanna be start in someth. bod
to khab hey boland dad mizadam michael va gerye mikardam onam be tarafam omad vaghti nazdikam shod az khab paridam
kheili hasrat khordam va arezo dashtam az khab bidar nasham
bazam omidvaram khabesho bebinam
دوست گرامی
از این پس با خط فارسی تایپ کنید.
با تشکر (مایکلا)[/size]
man 2hafte pish khab michaelo didam
faghat inke konserte wanna be start in someth. bod
to khab hey boland dad mizadam michael va gerye mikardam onam be tarafam omad vaghti nazdikam shod az khab paridam
kheili hasrat khordam va arezo dashtam az khab bidar nasham
bazam omidvaram khabesho bebinam
دوست گرامی
از این پس با خط فارسی تایپ کنید.
با تشکر (مایکلا)[/size]
Last edit: 14 سال 2 هفته قبل by مایکلا.
كاربر(ان) زير تشكر كردند: شايان, Michaellover
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
- kingmichael
-
- آفلاین
- Dangerous
-
- Legends live forever
14 سال 3 هفته قبل #23909
توسط kingmichael
پاسخ داده شده توسط kingmichael در تاپیک پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
جالب بود خوابت
خیلی این جور خوابا ضد حالن
---
فرشید جان سعی کن از این به بعد فقط فارسی بنویسی
خیلی این جور خوابا ضد حالن
---
فرشید جان سعی کن از این به بعد فقط فارسی بنویسی
كاربر(ان) زير تشكر كردند: Hamid
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
14 سال 2 هفته قبل #23933
توسط farshid
پاسخ داده شده توسط farshid در تاپیک پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
چشم داداش از این به بعد فارشی مینویسم
كاربر(ان) زير تشكر كردند: Hamid, kingmichael
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
کمتر
بیشتر
- ارسال ها: 1584
- تشکرهای دریافت شده: 1424
13 سال 11 ماه قبل #24860
توسط شايان
پاسخ داده شده توسط شايان در تاپیک پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
این خوابی که الان تعریف میکنم مربوط به 2 شب بعد از فوت مایکل بود که همیشه به خاطرم مونده.
خواب دیدم که تو یک روزی که به بعد یک بارون شدید همه جا گلی شده بود رفتم بیرون برای خرید...وارد یک بازار بزرگی شدم اونقدر بزرگ بود که گم شدم و باید برای یک کار مهمی می رفتم (اما یادم نمی اومد چکاری) از بازار بیرون اما هر چی تلاش کردم راه خروج رو پیدا کردم.تا اینکه یکی از معلم های قدیمیم رو که خیلی روی من تاثیر گذار بود رو دیدم او موجه شد که گم شدم و مثل هر معلمی که به شاگردش راه رو نشون میده راه خروج رو به من نشون داد.وقتی از بازار بزرگ خارج شدم یادم اومد که باید به کنسرت مایکل می رفتم.خواستم برم که معلمم دستم رو گرفت و گفت کجا میخوای بری؟
گفتم میخوام برم یک کنسرت بلیط دارم.
بهم گفت میخوای بری کنسرت مایکل؟گفتم آره...از کجا میدونی؟بهم جواب داد پشت سرت رو نگاه کن
برگشتم دیدم مایکل داره تو یک جاده گلی از ما دور میشه یک جاده که آخرش معلوم نبود و سه سختی تو این جاده راه می رفت و تمام لباس هاش کثیف و گلی شده بود خواستم بدوم دنبالش که دوباره معلمم دستم رو گرفت و گفت نه اون دیگه رفته و باید راه خودش رو بره و دیگه کنسرتی در کار نیست و همون جا ایستادم و تا جایی که مایکل رو دیگه نمی شد دید بهش خیره شدم.....
خواب دیدم که تو یک روزی که به بعد یک بارون شدید همه جا گلی شده بود رفتم بیرون برای خرید...وارد یک بازار بزرگی شدم اونقدر بزرگ بود که گم شدم و باید برای یک کار مهمی می رفتم (اما یادم نمی اومد چکاری) از بازار بیرون اما هر چی تلاش کردم راه خروج رو پیدا کردم.تا اینکه یکی از معلم های قدیمیم رو که خیلی روی من تاثیر گذار بود رو دیدم او موجه شد که گم شدم و مثل هر معلمی که به شاگردش راه رو نشون میده راه خروج رو به من نشون داد.وقتی از بازار بزرگ خارج شدم یادم اومد که باید به کنسرت مایکل می رفتم.خواستم برم که معلمم دستم رو گرفت و گفت کجا میخوای بری؟
گفتم میخوام برم یک کنسرت بلیط دارم.
بهم گفت میخوای بری کنسرت مایکل؟گفتم آره...از کجا میدونی؟بهم جواب داد پشت سرت رو نگاه کن
برگشتم دیدم مایکل داره تو یک جاده گلی از ما دور میشه یک جاده که آخرش معلوم نبود و سه سختی تو این جاده راه می رفت و تمام لباس هاش کثیف و گلی شده بود خواستم بدوم دنبالش که دوباره معلمم دستم رو گرفت و گفت نه اون دیگه رفته و باید راه خودش رو بره و دیگه کنسرتی در کار نیست و همون جا ایستادم و تا جایی که مایکل رو دیگه نمی شد دید بهش خیره شدم.....
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: مایکلا
زمان ایجاد صفحه: 1.504 ثانیه