...

آخرين خبرها

February 5, 2010 | جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸

حضور در گرمی تصمیم بچه ها بود

شماره ی هفته ی اخیر مجله ی پیپل مقاله ای در خصوص حضور پرینس و پاریس، فرزندان سلطان پاپ بر روی صحنه ی گرمی دارد. در این شماره گفته شده است که پرینس و پاریس در پشت صحنه دست در دست یکدیگر قدم می زدند و هیچ نشانی از اضطراب و دلهره نداشتند. این خود بچه ها بودند که می خواستند و تصمیم گرفتند جایزه ی پدرشان را دریافت نمایند و سخنرانی کنند. آنها حتی پیش از آنکه مادر بزرگ کاترین در این مورد تصمیم گیری نماید و اجازه صادر کند، متن صحبت های خود را آماده کرده بودند.

همچنین در اخبار آمده است که پرینس متن سخنرانی خود را از حفظ خوانده و تلویزیون متن خوان مقابل او در تمام مدت خاموش بوده است.

در این مقاله آمده است:

متن کامل خبر

January 26, 2010 | سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸

مصاحبه با افرودایت جونز پیرامون دادگاه مایکل

افرودایت جونز، گزارشگر شبکه ی خبری فاکس و نویسنده ی کتاب های جنایی واقع گرایانه ی پرفروش به تایید روزنامه ی نیویورک تایمز، اخبار دادگاه سال 2005 مایکل جکسون را برای شبکه ی فاکس پوشش میداد. او که همچون باقی گزارشگران و اعضای رسانه ها در ابتدا تصور میکرد مایکل گناهکار باشد، پس از حضور یافتن در دادگاه و شرکت در جلسات پی برد که او و همکارانش به بیراهه رفته اند و مایکل قطعا بیگناه است. او پس از اعلام حکم برائت مایکل، از قاضی خواست تا پرونده ها و اسناد دادگاه را در اختیار وی قرار دهد تا به کنکاش حقیقت بپردازد. او نتایج مطالعات و تحقیقات خود را در کتابی با عنوان "توطئه علیه مایکل جکسون" (The Michael Jackson Conspiracy) در سال 2007 منتشر نمود تا مطمئن شود که حقیقت را در مورد مایکل بازگو کرده است. او در ماه آپریل امسال مستندی در این باره را روی آنتن تلویزیون میبرد. در ادامه مصاحبه ی اختصاصی او را با دبورا کیونش از سایت reflectionsonthedance.com می خوانید.

متن کامل خبر

January 25, 2010 | دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸

مصاحبه با طراح لباس کنسرتهای This Is It

وقتی در آپریل سال گذشته زالدی گاکو به تلفنش جواب داد و پی برد که تیم خلاقی که برای کنسرت های This Is It با مایکل همکاری میکردند خواهان استخدام او به عنوان طراح لباس های تور بودند، نمی توانست خوش شانسی اش را باور کند.

زالدی که از طرفداران قدیمی مایکل بود ماموریت یافت لباس هایی طراحی کند که هم با نشانه های اسطوره ای و قدیمی مایکل همخوانی داشته باشند و هم رگه هایی از مد روز در آنها دیده شود. او و مایکل طی چند هفته برای پرو لباس ها پنج بار با یکدیگر ملاقات کردند. آخرین ملاقات آنها درست چند روز پیش از فوت مایکل بود.

زالدی در مصاحبه ای با businessoffashion.com شرکت نمود و عکس هایی از مایکل و لباس هایش را در اختیار قرار داد که در ادامه مشاهده می کنید:

متن کامل خبر

January 20, 2010 | چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸

16تا از دستاوردهای غیر موزیکال مایکل

از دستاوردهای برجسته و نا مرتبط با حرفه ی موسیقی مایکل جکسون کم گفته شده است. عموما حرف از فروش بالای آلبوم ها و رکوردهای اوست، اما کمتر در ارتباط با فعالیت های غیر موسیقایی او در رسانه ها بحثی به میان می آید. در این صفحه مروری داریم بر 16 تا از بزرگ ترین دستاوردهای غیر موسیقایی مایکل جکسون:

متن کامل خبر

January 11, 2010 | دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۸

حقایق ناگفته ی 1993

اواخر ماه اکتبر 2009 تانیا گولد، ستون نویس روزنامه ی گاردین مقاله ای را به تحریر درآورد که نتیجه اش ارسال صدها نامه ی انزجار و تنفر از سوی طرفداران مایکل به آن روزنامه بود. در پی آن چارلز تامسون، روزنامه نگار و وبلاگ نویس سرشناس، در مقاله ی جداگانه ای بر حقایق ناگفته ی پرونده ی سال 1993 نور تازه ای تاباند که در ادامه می خوانید:

متن کامل خبر

January 4, 2010 | دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۸

آیا وکلای مایکل به آنکا پول مفت دادند؟

در اواخر ماه اکتبر 2009 آهنگ منتشر نشده ای از مایکل بر روی امواج رادیویی به پرواز درآمد که در آلبوم همنامی نیز منتشر گردید. این آهنگ This Is It نام داشت. پس از آن فردی به اسم "پل آنکا" مدعی شد که او و مایکل این آهنگ را بطور مشترک در سال 1983 نوشته بودند. به دنبال اعتراض وی، وکلای مایکل او را به رسمیت شناختند و 50 درصد از درآمد فروش این آهنگ را به وی دادند در حالیکه شاید آنکا در اصل نقشی در تهیه ی این آهنگ نداشته باشد.

متن کامل خبر

مستندی جدید برای اثبات بیگناهی مایکل

برگرفته از وبلاگ چارلز تامسون

در سال 2005 افرودایت جونز (وبلاگ) یکی از تنها دو نویسنده ای بود که اجازه ی دسترسی روزانه به اطلاعات دادگاه مایکل جکسون را داشت. او که هفت تا از کتاب هایش در رتبه بندی روزنامه ی نیویورک تایمز پرفروش ترین شده بود، می رفت تا با کتاب "توطئه علیه مایکل جکسون" (Michael Jackson Conspiracy) موفقیت بزرگ دیگری را به نام خودش ثبت نماید. اما وقتی دست به کار نوشتن شد با دیوار پشت دیوار روبرو گردید. به عنوان تنها یکی از معدود روزنامه نگارانی که باور داشتند دادگاه 2005 بیگناهی مایکل را یکبار برای همیشه اثبات کرده است، جونز پی برد که موسسه های انتشاراتی نسبت به بستن قرارداد انتشار این کتاب بی میل هستند.

متن کامل خبر

December 17, 2009 | پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸

نقدی بر نوشتار محمدرضا لطفي در مورد مايکل جکسون

محمدرضا لطفي، نوازنده ی سرشناس تار، رديف‌دان و موسيقي‌دان ايراني است. یادداشتی به قلم این استاد عزیز "به بهانه مرگ مايکل جکسون" در روزنامه ی اعتماد مورخ شنبه 17 مرداد امسال به چاپ رسید. استاد لطفی همچنین در مقاله ی خود مروری داشتند بر تقابل سنت و مدرنیته از منظر موسیقی و تاثیر سیاست بر آن. متن کامل یادداشت وی را می توانید در اینجا بخوانید.

Lotfi.jpg

ضمن سپاس از استاد عزیز، در این صفحه (چنانکه دلیل وجودی آن است)، مرور و نقدی مایکل جکسونی داریم بر یادداشت محمد رضا لطفی که به شکل پررنگ مشخص شده است. در جای جای متن آنجا که نیاز به آوردن توضیح یا تصحیح بوده، با گذاشتن شماره مشخص گردیده است. اما پیش از آن اجازه بدهید بخشی زیبا از یادداشت وی را با هم بخوانیم:

"مهم اين نيست که او مسلمان شده يا مسيحي مانده يا چه ديني را انتخاب کرده، مهم اين است که او يک انسان مانده و مهر و علاقه او به صلح و دوستي باعث ايجاد موسيقي هاي گوناگون شده که تاثيرش را هرگز نمي توان کتمان کرد."

متن کامل خبر

December 14, 2009 | دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸

درباره ی اوپاس

دوشنبه ی گذشته، 7 دسامبر از کتاب مایکل جکسون اوپاس (Michael Jackson Opus) طی مراسمی با حضور برخی چهره های سرشناس رونمایی شد. برای دیدن عکس هایی از کتاب و مراسم رونمایی، کلیک نمایید.

طی روزهایی که از رونمایی این کتاب می گذرد، برخی عکس های جالب توجه و پیشتر دیده نشده ی آن از طریق سایت های خبری در معرض دید قرار داده شد. امروز نوبت معرفی برخی دیگر از جاذبه های این کتاب است:

متن کامل خبر

December 8, 2009 | سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸

ناشناخته ای به نام مایکل جکسون

کریس اپاسل، مدیر اجرایی در زمینه ی موسیقی در سال 1993 به عنوان مشاور اصلی تامی موتولا، رئیس بخش موسیقی سونی، مشغول به کار شد. او با طیف گسترده ای از هنرمندان کار کرده است. او طی 20 سال گذشته از دوستان کوری رونی، ترانه ساز و تهیه کننده ی موسیقی، بوده است. کوری طی مدتی که در اپیک کار میکرد، با مایکل جکسون رابطه ی دوستانه ای برقرار نمود. وی در مدتی که با مایکل همکاری داشت، فرصت یافت جنبه ای از شخصیت مایکل را ببیند که کمتر فردی دیده است. برای مثال کوری می گوید مایکل در سال 2001 به او گفته بود که اگر یکبار دیگر تور برگزار نماید، باعث مرگش خواهد شد.

او می گوید بر خلاف آنچه رسانه ها به هم می بافند، کار با مایکل آسان بود. او تعریف می کند یکبار که مایکل در آمدن به استودیو تاخیر داشت، با فرستادن یک بسته ی هدیه که درونش بیش از 100 دی وی دی قرار داشت از او عذر خواهی کرده بود. بر روی پیامی که داخل جعبه قرار داشت نوشته شده بود: "متاسفم که به وقت شما احترام نگذاشتم."

کوری میگوید وقتی در سال 2002 مایکل بر ضد تامی موتولا قیام کرد، او تعجب نکرد. وی توضیح میدهد: "مایکل حس کرد هیچ کس طرف او نیست. او عشق و احترامی را که لایقش بود دریافت نمی کرد."

اپاسل شرح می دهد که ستاره هایی در این سطح، همواره زیر فشارهای فوق العاده ای قرار دارند و ممکن است لب به سخن بگشایند. او می گوید امیدوار است مردم طبع موسیقی شناس مایکل را درک کنند.

متن طولانی این مصاحبه شما را خسته نمی کند. شاید خواندن بعضی خطوط برای تعدادی از طرفداران سخت باشد و شاید برخی را به گریه بیاندازد. اما حتما ارزشش را دارد زیرا در سطرهایی که پیش رو دارید، از نبوغ مایکل و سخت کوشی اش، نوع دوستی و خصوصیات انسانی منحصر بفرد و کمیاب او، مهربانی ها و دردهایش خواهید خواند. و همین طور از بیگناهیش. این مصاحبه شاید کوششی دیگر است برای شناساندن آنچه که بسیاری هنوز در مورد مایکل جکسون نمی دانند...

متن کامل خبر

December 4, 2009 | جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸

داستان دیگری از مهربانی مایکل

داستان ملاقات یک پسر بیمار تالسایی با اسطوره ی موسیقی پاپ

mj-tulsanboy-april84.jpg

دیوید اسمیتی 14 ساله اهل تالسا، شهری از ایالت اوکلاهامای آمریکا، در سال 1984 با مایکل ملاقات کرد. او به بیماری ورم مثانه دچار بود و در معرض مرگ قرار داشت. انجمن خیریه ی برس رینگ که کارش برآوردن آرزوی کودکانی بود که امیدی به بهبودی شان نمی رفت، ترتیب ملاقاتی با مایکل را داد.

متن کامل خبر

November 25, 2009 | چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸

بیلی جین در بغداد

به قلم کترین شولز


mj-tii-09.jpg

من در یک سالن سینمای تاریک در دمشق، سوریه نشسته ام. امروز 30 اکتبر است و This Is It، فیلم مایکل جکسون به تازگی در سرتاسر دنیا اکران شده است. من پس از یک ماه گشت زدن در خاورمیانه و تهیه ی گزارش در مورد وضعیت پناهجویان عراقی، به نیویورک، خانه ام باز می گردم. طی این سالها نزدیک به دو میلیون نفر از مردم عراق از جنگ فرار کرده اند و 9 نفر از آنها هم اکنون در کنار من نشسته اند. آنها 19 تا 25 ساله اند اما از لحاظ تجربه ی زندگی، 9 یا 10 سال از من بزرگ ترند.

من در این سالن سینما نشسته ام و مایکل جکسون روی پرده است. می خواند، پاهای حیرت انگیزش را می لغزاند. با انگشتانش نقاطی نامرئی را در هوا می گیرد. می خواند... «بیلی جین عشق من نیست.»... من دانش آموز سال دوم بودم که این آهنگ بیرون آمد. به خاطر نمی آورم که لحظه ای ترانه اش را از یاد برده باشم. در انتهای ردیف صندلی ها، یک زن کرد نشسته است و فریاد می زند: "دوستت داریم مایکل!"

متن کامل خبر

November 23, 2009 | دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸

او در یادها زنده است

در ستایش از مایکل...

مایکل جکسون، مرد اعجازی که شگفتی های چون Billie Jean، Beat It، Black Or White و بیشمار آهنگ دیگر را به ما ارزانی داشته است، هنوز زنده است. او مردی بود که با نژاد پرستی، مرزها و محدودیت های فرهنگی و مالی روبرو شد و پیروز بیرون آمد. مصیبت و بلا در مواجه با نبوغ او شکست خورد.

ادعاهای تخریب کننده ی تجاوز جنسی به سمت او پرتاب شد، اما حقیقت این است که او هربار که زمین خورد، دوباره بلند شد و به میدان کارزار بازگشت. او در 25 ژوئن 2009 درگذشت. اما او فنا پذیر نیست.

او نفس موسیقی غرب بود. بدن او به دنیایی ورای دست رسی ما انتقال یافته، اما روح او همین جاست و در هر تپش از ریتم های اعجازگونه اش حس میشود.

حتی وقتی جلال و شکوهش در میان موج ادعاهای بی اساس گرفتار شده بود، سربلند ایستاد. و فیلم This Is It که پس از مرگ او از راه رسید، بار دیگر یادآور انسانیت و ذات غیر زمینی اوست.

ماه نوردی که جرات داشت ورای مرزهای عقلانیت به گشت و گذار بپردازد، موسیقی اش همچنان میلیاردها طرفدار را سحر میکند و آنان را به دنیای تازه ای می برد که هرگز به آنجا قدم نگذاشته اند.

موسیقی او که روح بشر را نوازش میدهد، دلیلی بر حیات اوست. در جشن کریسمس امسال، وقتی پیکر او در مقبره اش آرام گرفته است، روح او عاشقان موسیقی را به رقص با آهنگ هایش وا میدارد.

منبع: eMJey / entertainmentandshowbiz.com

November 4, 2009 | چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸

همکاران از مایکل میگویند

همکاران مایکل در کنسرت های هرگز اجرا نشده ی O2 در مصاحبه ای با MTV از او، عزم جزم و حرفه ای گری اش می گویند:

کارگردان موسیقی، مایکل بردن میگوید آنها روزانه تا 20 ساعت بر روی فیلم This Is It کار میکرده اند.

او میگوید مایکل از بصیرت هنری و اخلاق حرفه ایش که به خوبی در این فیلم نشان داده میشود، استفاده کرد تا مطمئن باشد تمامی جزئیات به خوبی پیش می روند. بردن اضافه میکند که مایکل در تمامی کارها دخالت فعال داشت و بسیار پر حرارت بود و حرفه ای گری کارش بود.

مایکل همچنین برای ترساندن یک میلیون نفر بوسیله ی فیلم سه بعدی تریلر بسیار هیجان زده بود.

متن کامل خبر

November 2, 2009 | دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸

This Is It برای اعضای آکادمی اسکار نمایش داده شد

یکی از رای دهندگان کهنه کار جوایز اسکار پیش بینی میکند که فیلم This Is It در جوایز اسکار نامزد میشود. لس آنجلس تایمز به نقل از این فرد می نویسد:

"الان از نمایش عصر یکشنبه ی This Is It در تماشاخانه ی گلدوین در حضور یک هزار نفر بر میگردم. من مشتاقانه ترین واکنش تماشاچیان را در طی 40 سال تاریخ نمایش فیلمها برای آکادمی اسکار، تجربه کردم. مشابه اما بهتر از آن چه سالها قبل برای شیکاگو رخ داد. تماشاچیان دست کم 10 بار در طی نمایش فیلم به تشویق پرداختند. آنها هیپنوتیزم شده بودند و این فیلم از جانب آنها تایید بزرگی دریافت کرد. تدوین این فیلم عالی است.

من فکر میکنم این فیلم اولین مستندی است که نامزد دریافت جایزه ی بهترین فیلم میشود. به خصوص حالا که ظرفیت تعداد نامزدها به 10 افزایش یافته است. من همچنین این فیلم را هدیه ای به دنیا می دانم."

منبع: eMJey / LA Times

November 1, 2009 | یکشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۸

مروری بر فیلم This Is It از راجر ابرت

مایکل جکسون به طرفدارانش در لندن گفت: «این پرده ی آخر است.» پرده ها زود تر از آنچه انتظار میرفت، فرو افتاد. آنچه که باقی مانده، این مستند خارق العاده است، چیزی که هرگز انتظار دیدنش را نداشتم. در این فیلم او یک مردم بیمار و معتاد نیست که به زحمت خود را در تمرینات طاقت فرسا سرپا نگاه دارد، بلکه روحی است که در موسیقی مجسم شده است. مایکل جکسون چیز متفاوتی بود.

متن کامل خبر

October 28, 2009 | چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۸۸

This Is It: ادای احترامی به عظمت او

نگاه آسوشیتدپرس به فیلم TII

This Is It اثباتی است بر این ادعا که او در نهایت بزرگ ترین صحنه گردان و سرگرم کننده ی تاریخ ما بود.

تماشای This Is It طرفداران را بار دیگر در غم فرو میبرد. اما این بار نه فقط برای سلطان پاپ، برای آنچه که از دست داده ایم: یک صحنه گردان درخشان و برجسته که ذره ذره ی بدن و روحش را وقف انجام چیزی کرده بود که احتمالا تماشایی ترین بازگشت تاریخ می بود.

متن کامل خبر

October 21, 2009 | چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸

This Is It: آوازی تمام عیار از مایکل جکسون

ام تی وی در مقاله ای به مرور سبک آوازی مایکل در آهنگ هایش و به ویژه This Is It پرداخته است که متن آن را در زیر می خوانید. مقاله هایی از این دست به ندرت نوشته می شوند زیرا همان طور که نویسنده ی این مقاله نیز اذعان میدارد، قدرت آوازی مایکل به عنوان یک جنبه از هنر بی بدیلش همواره تحت الشعاع قدرت رقص و اجرایش قرار گرفته است.

متن کامل خبر

October 16, 2009 | جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸

فرزندان و مایکل به عنوان یک پدر

مقاله ای که در زیر می خوانید با استفاده از مطالب پراکنده ی خبرگزاری ها و مجله های آنلاین تهیه شده است:

پس از فوت مایکل مجله های مختلف طی مصاحبه هایی با افراد خانواده، دوستان، همکاران و کارمندان مایکل جنبه های مختلفی از شخصیت او را بسیار بیشتر از قبل نمایان ساختند. یکی از این جنبه ها، زندگی او به عنوان یک پدر و سرپرست خانواده بود. بسیاری از کارمندان و آشنایان مایکل علاقمند بودند که این اطلاعات در زمان حیات مایکل به مردم داده شود اما به دلیل شرایط محدود کننده ی قرارداد مبنی بر راز داری و یا به خاطر وفاداری شان به مایکل از انجام چنین مصاحبه هایی خودداری ورزیدند.

یکی از این افراد، نویسنده و مشاور تحصیلی ثروتمند، تونی بیوزان است که با نوشته های خود در مورد تکنیک های توسعه ی ذهن شهرت فراوان کسب کرده است. او در سال 2006 توسط مایکل به بحرین دعوت شد تا به فرزندانش تکنیک های تفکر بهتر را بیاموزد. تونی به تایمز آنلاین میگوید مایکل پشت تلفن با صدای معمولی مردانه اش صحبت میکرد و نه آن صدای ظریف و نجوا گونه ای که در بین مردم مشهور است. در طی مکالمه ی 45 دقیقه ای مایکل از بیوزان خواست ایده هایش را برای فرزندان او شرح دهد و به آنها یاد بدهد که چگونه فکر کنند. بیوزان بی معطلی به بحرین رفت و در آنجا فورا دریافت که بچه ها تا چه حد دلبسته ی پدرشان هستند.

"من هر روز شاهد آمد و رفت آنها به مدرسه ی بین المللی بودم. آنها شاد می رفتند و شاد بازمی گشتند. این سه کودک مسافت اتومبیل تا خانه را تا جایی که می توانستند تند می دویدند تا به پدرشان برسند و او را درآغوش بگیرند."

متن کامل خبر

August 22, 2009 | شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸

مایکل و ویتیلیگو

پس از مرگ مایکل، آرنولد کلین، دکتر پوست وی با حضور یافتن در برنامه ی گفتگوی شبانه ی سی ان ان با لری کینگ، تایید کرد که مایکل جکسون به بیماری پوستی ویتیلیگو که رنگدانه های پوست را از بین می برد، مبتلا بوده است. آرنولد کلین برای رد شایعاتی مبنی بر اینکه مایکل دوست نداشته است سیاه پوست باشد، در این برنامه شرکت کرده بود. او بیان داشت که از گفته ی کویینسی جونز، تهیه کننده ی آلبوم Thriller مبنی بر اینکه مایکل قطعا نمی خواسته است سیاه پوست باشد، شوکه شده است.

دکتر کلین گفت که پوست مایکل بر اثر بیماری ویتیلیگو طی دوران زندگی اش روشن و روشن تر شد. او تاکید کرد که مایکل به نژاد و آفریقایی تبار بودنش افتخار میکرده است.

متن کامل خبر

August 11, 2009 | سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۸

اظهار نظر فریدمن در مورد ادعای مارک لستر

فریدمن در وبلاگش نوشته است:

به ستاره ی فیلم الیور: "آقا! لطفا تمامش کن!"

مارک لستر، کودک ستاره ی فیلم «الیور» و ارتوپد حالا، سالها در گمنامی در منطقه ای اطراف لندن زندگی کرد. او دوست مایکل جکسون بود، اما خودش را از شهرت دور نگاه داشت. در دوران دادگاه سال 2005 مایکل؛ من و لستر گهگاه صحبت می کردیم. بعد از اینکه پلیس مایکل را در نوامبر سال 2003 بازداشت کرد، لستر شب سال نو را در خانه ای که توسط گروه «امت اسلام» برای مایکل اجاره شده بود، با او گذراند. لستر همچنین وقتی مارتین بشیر مستند خودش «زندگی با مایکل جکسون» را در نورلند می ساخت، از روی تصادف آنجا بود. ما خیلی در مورد مایکل، سلامتش و فرزندانش با یکدیگر صحبت کردیم. در تمام آن مدت، لستر هرگز حتی یکبار هم نگفت که فکر میکند پدر بیولوژیکی دختر مایکل است و یا اینکه برای عمل لقاح مصنوعی به او اسپرمی داده است.

متن کامل خبر

May 21, 2009 | پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

جوابیه ی نویسنده ی American Chronicle در دفاع از مایکل

در پاسخ به حمله ی اخیر Jane Velez-Mitchell کارمند شبکه ی سی ان ان، نویسنده ی American Chronicle، آقای Terry L. Mitchell جوابیه ای را با عنوان "سگ شکاری سی ان ان باید مایکل را راحت بگذارد" در سایت American Chronicle منتشر کرد.

Jane Velez-Mitchell به تازگی جنجال های کهنه را از بایگانی بیرون کشیده و به ایستادن مایکل جکسون بر روی سقف اتومبیلش در روز اول دادگاه سال 2004، حمله کرده است.

Terry L. Mitchell در پاسخ به سخنان وی؛ جوابیه ای را بر روی سایت American Chronicle منتشر کرده است که ترجمه ی متن آن را در زیر می خوانید:

"چرا Velez-Mitchell، حامی قربانیان نقض قانون حق مولف و سگ شکاری سی ان ان که برنامه ی اختصاصی خبری خود را در این شبکه دارد، با این موضوع به مشکل برخورده است؟ آیا دیگر زمانش فرا نرسیده که دست از سر این جنجالها بردارد؟

وانگهی، تنها قربانی که من در آن دادگاه دیدم، خود جکسون بود که بخش زیادی از ثروت خود را صرف دفاع از خود کرد. به شخصه، من او را تشویق می کردم. "نمایشی" که او خلق کرد، در واقع دهن کجی به سیستم به اصطلاح عدالت جزائی بود که آن اتهامات جعلی را علیه او به میان آورد.

البته، او با رای هیئت منصفه که او را از تمامی اتهاماتش کاملا بیگناه تشخیص دادند، تبرئه شد.

لطفا به من بگویید، از فردی که در چنین وضعیتی است، چه توقعی دارید؟ آیا باید انتظار داشته باشیم به دادگاه خودش احترام بگذارد و با فروتنی به جنگ اتهاماتشان برود؟ و بعد انتظار داریم پاسخش به افرادی که به او تهمت زده اند چگونه باشد؟ اگر به من اتهام نادرست زده میشد، همان کاری را میکردم که جکسون کرد. برای مثال به جای نشان دادن هرگونه احترامی، به همه میگفتم راجع به دادگاه پوشالی پر هرج و مرج کوچکشان چه فکر میکنم.

زنده باد مایکل جکسون! او مردی کمیاب و دلاور است - و برای من یک قهرمان!"

Terry L. Mitchell یک مهندس نرم افزار از ایالت ویرجینیای آمریکاست. و در کنار این شغل، یک نویسنده ی مستقل نیز هست. او در وبلاگش غالبا درستی سیاست های سیاسی را به چلش می کشد و در طیف گسترده ای از زمینه ها صاحب نظر است. چنانچه مایل هستید قدردانی و حمایت خود را از او به خاطر دفاع از مایکل نشان دهید، می توانید به آدرس terrymitchell@verizon.net ایمیل بزنید.

منبع: eMJey / Terry L. Mitchell, American Chronicle


May 17, 2009 | یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸

داستان گفته نشده ی نورلند (قسمت دوم)

در مورد مستند "Michael Jackson: The Untold Story of Neverland" به تفصیل در این صفحه شرح داده شده است.

-----------------------------------

متن زیر ترجمه ی مقاله ای است که در سال 2005 در هفته نامه ی Newsweek به چاپ رسید.

لری نیمر دو ویدئو برای تیم مدافع مایکل جکسون تهیه کرد که در دادگاه طی دو روز پخش شد و با توضیحاتی از نیمر در جایگاه شهود همراه گردید. یکی از این ویدئو ها گشتی بود در نورلند تا اعضای هیئت منصفه بتوانند با حال و هوای آنجا آشنا شوند. و ویدئوی دوم، آزمایشی بود که لری نیمر در مورد زنگ هشدار دهنده ی راهروی منتهی به اتاق خواب مایکل در نورلند به عمل آورده بود. در صحنه ای از این ویدئو، نوشته ای از دختر مایکل، پاریس، بر روی یک تخته ی گچی در آشپزخانه به چشم میخورد که روی آن نوشته شده است "دوستت دارم بابا... زود خوب شو" (مایکل آن زمان از کمر درد عصبی و اسپاسم رنج میبرده است.)

دادستان در دادگاه پس از پخش این فیلم تلاش کرده بود تا آن را بی اثر نماید. اما قاضی ملویل توضیح داده بود که از وقتی که با درخواست وکلای مدافع مبنی بر بردن اعضای هیئت منصفه به نورلند مخالفت کرده بود، این ایده را در سر داشته که به جای آن، فیلمش را در دادگاه به نمایش درآورد.

لری نیمر برای ویدئوی 19 دقیقه ای خود از نورلند 2700 جریبی، از مناظر طبیعی و باغ، شهربازی، دریاچه و باغ وحش فیلم گرفته بود. بچه ای در این ویدئو دیده نمی شد، اما به اعضای هیئت منصفه این فرصت داده شده بود که به تماشای تصویر مجسمه هایی از کودکانی که در حال بازی بودند و تقاشی هایی که مایکل را با کودکان به تصویر کشیده بود، بنشینند. لری نیمر به دقت از کتاب خانه ی مایکل نیز فیلم گرفته بود. کتاب هایی مثل انجیل، راهنمای مراقبت از کودک، کتاب های لوکس عکس دار در مورد سینما و انیمیشن و کتاب هایی از میکی موس، میکل آنژ و رایش سوم.

-----------------------------------

متن زیر ترجمه ی مقاله ای است که در سال 2005 در vcreporter.com منتشر شد.

لری نیمر گفته است که مایکل از آنچه همه فکر میکنند، طبیعی تر و نرمال تر است.

متن کامل خبر

April 23, 2009 | پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

داستان گفته نشده ی نورلند (قسمت اول)

ماه گذشته در همین صفحه، خبری در مورد مستندی تازه از مایکل جکسون و نورلند اش داشتیم. این مستند "Michael Jackson: The Untold Story of Neverland" نام دارد و توسط لری نیمر که سابقه ای 30 ساله در ساخت برنامه های سرگرم کننده و آگاهی دهنده دارد و چندین بار نامزد دریافت جایزه ی بسیار مهم امی بوده، تهیه شده است.

در سال 2005 لری نیمر توسط تیم وکلای مدافع مایکل جکسون استخدام شد تا با تهیه ی مستندی که واقعیت نورلند، خانه ی سابق مایکل، را نشان میداد، به مقابله با فیلمی بپردازد که در سال 2003 پس از حمله ی پلیس و توسط تیم دادستانی و برای بد جلوه دادن نورلند به اعضای هیئت منصفه نشان داده شده بود. وظیفه ی نیمر این بود که با فیلمش مانع برداشت نادرست اعضای هیئت منصفه از مایکل و نورلند گردد و ترفند تیم دادستانی را خنثی کند.

متن کامل خبر

March 30, 2009 | دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۸

مایکل جکسون ضد رکود است

از وقتی خبر فروش تمامی بلیط های کنسرت های مایکل جکسون آن هم تنها در یک شهر، در جهان مثل بمب صدا کرد، مقاله های بسیاری در روزنامه ها به این رخداد اختصاص پیدا کرده است. تخمین ها بیان میکنند که کنسرت های مایکل می تواند 500 میلیون پوند به اقتصاد بریتانیا کمک کند. این موضوع، دست مایه ی کاریکاتوریست های اروپایی نیز قرار گرفته است. گفته شده است که بیش از 1.5 میلیون نفر از 220 کشور دنیا برای خرید این بلیط ها پیش از آنکه تمامی بفروش روند، ثبت نام کرده بودند.

یکی از همین مقاله ها که با عنوان "آیا رکورد فقط یک داستان است؟" در OhmyNews منتشر شده است را در زیر می خوانید:

مایکل جکسون ضد رکورد است.

با بحران اقتصادی جهانی که در حال عمیق تر شدن است، جذب سرمایه های خصوصی به طرف فعالیت های مالی کاری بس دشوار است. اما در صنعت سرگرمی و برنامه سازی، وقتی ستاره ی ما مایکل جکسون، سلطان بی چون و چرای موسیقی پاپ باشد، رکودی در کار نیست. به نظر میرسد محبوبیت او دست خوش بحران نشده است.

این حقیقت مسلم که 750 هزار بلیط طی 4 ساعت ناپدید شد، گواهی است بر عظمت این مرد به عنوان تاثیر گذار ترین سمبل در کل تاریخ موسیقی پاپ.

مایکل جکسون بلیط های 50 کنسرتی را که قرار است به عنوان بازگشتی تاریخی از ماه جولای امسال در تالار O2 در لندن برگزار نماید، به تمامی بفروش رسانده است. این کنسرت ها از روز 8 جولای آغاز میشوند و تا سپتامبر ادامه می یابند. سری دوم این کنسرت ها در ژانویه و فوریه سال آینده برگزار می گردند.

سلطان پاپ 50 ساله در تالار 20 هزار نفری در محلی نزدیک به داکلندز بر روی صحنه خواهد رفت. O2 پیشتر میزبان هنرمندانی چون پرینس با 21 کنسرت بوده است. بر طبق گزارشی که توسط Bloomberg منتشر شده است، با پیش آمدن بحران جهانی، مردم سراسر دنیا رغبت چندانی به خرج کردن پولهای خود ندارند و سطح تقاضا بسیار کاهش یافته است. اما بنظر میرسد رکود اقتصادی تاثیری بر طرفداران مایکل جکسون نداشته است. گویا مایکل جکسون ضد رکود است.

دولت های دنیا برای احیای اقتصاد کشورشان سخت تقلا می کنند. بانک جهانی سال 2009 را بدترین سال برای اقتصاد دنیا پیش بینی کرده است و هنوز راه حل قطعی برای نجات از این بحران پیدا نشده است.

در چنین شرایطی هیچکس حتی خود جکسون که 750 میلیون آلبوم فروخته و 13 جایزه گرمی بدست آورده است، فکرش را هم نمی کرد که 750 هزار بلیط تنها طی 4 ساعت بفروش برسد. اما چنین شد و سلطان پاپ که آخرین تور جهانی خود را در سال های 1996 و 1997 برگزار کرده بود، در راه تسخیر دنیای موسیقی است.

اما آیا رکود فقط یک داستان است؟

پس از آنکه سر ریز شدن دیوانه وار پولها برای خرید بلیط های کنسرت های پر خرج مایکل جکسون در لندن، کشوری که از بحران اخیر سخت آسیب دیده است را شاهد بودیم، باید این سوال را از خود بپرسیم. از یک طرف می گویند دنیا گرفتار بحران است و از طرف دیگر بلیط های کنسرت های مایکل تمام میشود. باید از خودمان بپرسیم که چه اتفاقی افتاد؟ چطور 750 هزار بلیط ظرف یک مدت کوتاه ناپدید شد؟ این حقیقت غیر قابل هضمی است، اینطور نیست؟ اما شاید نشانه ای باشد از اینکه دنیا می داند، یک هنرمند بزرگ، چه هنرمندی است. این مردمان برای دیدن مایکل جکسون حاضرند هزینه ی بسیاری بپردازند، اما چرا حاضر نیستند کمی هم خرج بالا بردن تقاضا و کمک به اقتصادشان بکنند؟ شاید به مایکل جکسون و قدرت صحنه گردانی و سرگرم کنندگی اش بیشتر اعتقاد دارند تا اقتصاد و ثباتش.

شاید کنسرت های مایکل جکسون بر اقتصاد متزلزل بریتانیا نیز اثر خوبی برجا بگذارد.

منبع: eMJey / http://english.ohmynews.com

December 22, 2008 | دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷

بیماری مایکل: دروغ یا حقیقت؟

تا کنون حتما بسیاری از مردم خبرهای مربوط به بیماری و ناخوشی مایکل جکسون را که توسط نویسنده و روزنامه نگار خبرگزاری انگلیسی Sunday Express، ایان هالپرین نقل محافل رسانه ای مختلف شده است، شنیده و یا خوانده اند.

ایان هالپرین تقریبا دو هفته قبل در سایت خود شایعاتی در مورد وضعیت جسمانی مایکل نوشت. این شایعات تنها زمانی انعکاس گسترده یافت که هالپرین خبر از نگارش کتابی در مورد مایکل جکسون داد. تنها طی چند روز، داستان ایان هالپرین، به قدری محبوبیت یافت که حتی خبرگزاری معتبری چون آسوشیتدپرس نیز آن را گزارش داد. اما آنچه که بدان توجه نشده است، حقیقت ماجراست.

متن کامل خبر

September 11, 2008 | پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۷

مایکل جکسون: اسطوره ی BRAVO

در روز 15 سپتامبر، انتشار سری ویژه نامه های BRAVO، مجله ي آلماني ويژه ي نوجوانان، با عنوان Legends یا اسطوره ها آغاز میشود و اولین اسطوره ای که توسط این مجله مورد بررسی قرار می گیرد، کسی نیست جز مایکل جکسون.

این ویژه نامه شامل 100صفحه شرح و بررسی زندگی و حرفه ی سلطان پاپ خواهد بود. همچنین 10 عدد پوستر در اندازه ی A4 و 2 مگاپوستر از مایکل جکسون در این ویژه نامه وجود دارد. از این گذشته طرفداران می توانند منتظر دیدن عکسهایی از مایکل در این مجله باشند که پیش تر ندیده اند... و شاید هم چند عکس جدید.

موضوعات مورد بررسی در این ویژه نامه عبارت خواهد بود از:
سیر صعودی تبدیل شدن او به ستاره ی جهانی
در نورلند
رازها
آینده

قیمت این ویژه نامه معادل €3.90 خواهد بود.

منبع: eMJey / BRAVO / dnv online

December 15, 2007 | جمعه ۱۶ آذر ۱۳۸۶

تماشاي زنده ي اولين مونواك دنيا چه حسي داشت؟

اجراي تاريخ ساز آهنگ "Billie Jean" از آلبوم "Thriller" در 25 مارس سال 1983، يكي از اسطوره اي ترين لحظات تاريخ موسيقي است. تماشاي فيلم ضبط شده ي اين اجرا شگفتي آور است اما نشستن در بين تماشاچيان و تماشاي زنده ي آن چه حسي داشته است؟

Steven Ivory در این مقاله، از خاطره ي تماشاي اجراي زنده ي مايكل جكسون در جشن 25 امين سال تاسيس موتون ميگويد:

متن کامل خبر

November 7, 2007 | چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶

تصاوير زيبا و تازه اي از سلطان پاپ در مجله ي ابوني

به مناسبت 25 امين سال خلق Thriller پر فروش ترين آلبوم تاريخ موسيقي، مجله ي Ebony، طرح جلد و شماره ي ماه دسامبر خود را به چاپ تصاوير زيبا و تازه اي از مايكل جكسون سلطان پاپ، خالق اين اثر موسيقايي ماندگار كه چهره ي موسيقي مدرن و ساخت كليپ را براي هميشه دگرگون ساخت، اختصاص داده است.

e_bony_mj_Dec07_01.jpg

بر طبق آنچه كه در ويژه نامه ي page Six از روزنامه ي نيويورك پست آمده، عكس برداري ها در 31 اكتبر و در موزه ي هنر بروكلين انجام گرفته است. اين مجله قرار است در روز 12 نوامبر منتشر شود. كارمندان اين نشريه، در مصاحبه با نيويورك پست، مايكل را فردي "جذاب و دوست داشتني" توصيف نمودند و گفتند كه مايكل سوالات مودبانه اي نيز در مورد گذران زندگي آنها پرسيده بود.

يكي از آنها ميگويد: "او يكريز راجع به بچه ها حرف ميزد و ميگفت كه چقدر عاشق آنهاست."

مايكل پس از پايان عكس برداري، با كارمندان اين نشريه نيز عكس انداخت.

(عکس های بیشتر در ادامه ی متن)

متن کامل خبر

November 5, 2007 | دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶

دريافت کاغذ ديواری

سلطان پاپ در آخرين روز ماه اكتبر، مشغول عکس برداری برای شماره ي ماه دسامبر مجله سياه پوستان Ebony بوده است که قرار است اين مجله در روز 12 نوامبر منتشر شود.
بر روی جلد اين مجله نوشته شده است:

مايکل جکسون 25 سال بعد از تريلر
سلطان پاپ در مورد خدا، خلاقيت، پدر بودن و موسيقی صحبت می کند.


به تازگی تصاوير زيبايی از اين مجله منتشر شده است و گروه eMJey.com کاغذ ديواری زير را برای پشت کامپيوتر شما طراحی کرده است.

برای دريافت تصوير با اندازه 1024 در 768 پيکسل بر روی تصوير کليک کنيد.

منتظر تصاوير بيشتر باشيد...

منبع: eMJey.com

نظرات (51)

February 9, 2007 | جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵

مايكل جكسوني تازه در لاس وگاس

مقاله اي از Robin Leach

بازگشت دوباره ي مايكل جكسون به جايگاه سلطاني پاپ كه خيلي ها انتظارش را ميكشيدند، آغاز شده است و نامهاي بزرگي وي را در اين راه همياري ميكنند.

MJ_01_vegas2007.jpg

tycoon، مغز متفكري كه اين جريانات را رهبري ميكند، همان كسي است كه ديويد بكام را با قرارداد نجومي 250 ميليون دلاري به ايالات متحده آورده و عامل موفقيت مسابقه ي انتخاب بت آمريكايي سيمون كوئل با نام ”American Idol“ بوده است.

تهيه كننده و مدير برنامه ريز بسيار موفق، سيمون فولر، ملاقاتهاي مخفيانه اي با مايكل جكسون و كني اورتگا در لاس وگاس داشته است.

كني اورتگا، كارگردان و طراح حركات رقص كه برنده ي جايزه ي امي نيز شده است، در دو تور بزرگ و بسيار موفق دنجروس و هيستوري با مايكل همكاري داشته است.

آنها مرا دعوت كردند تا مهمان شامشان در رستوران غذاهاي چيني استيو وين باشم. اين بار چهارم بود كه مايكل از زمان اقامت در وگاس، در اين رستوران حضور ميافت.

مايكل خوب بنظر ميرسيد و در نهايت آرامش و خوشنودي به من گفت: ”حالم خوبه و دارم خوب پيش ميرم و در لاس وگاس واقعا داره به من خوش ميگذره. واسه اينكه خونه ي آدم بشه جاي فوق العاده ايه.“

او قوي دست داد و موقع حرف زدن صداي محكم و مصممي داشت.

كني اورتگا گفت كه آنها طرحهاي زيادي دارند و در نهايت از بين تمامي آنان بهترينها را انتخاب خواهند كرد.

مايكل ماه آينده از وگاس به ژاپن ميرود تا در دو جشن قدرداني از طرفداران در روزهاي 8 و 9 مارس شركت نمايد.

مايكل ميگويد: ”ژاپن يكي از محلهاي مورد علاقه ي من در دنياست و من از هوادارانم در آنجا كه هميشه محكمترين حمايتها را از من كرده اند، سپاسگزارم.“

مايكل آخرين ملاقات ما را به خاطر مياورد. من و او كه در هتل دونالد ترامپ ”Atlantic City Trump Plaza“ مهمان بوديم، صبحانه را در كنار هم صرف كرديم.

مايكل ملاقاتهايي نيز با جك ويشنا، مرد تجاري و شريك دونالد ترامپ داشته است. ويشنا وعده داده است: ”مايكل به زودي در بالاترين مكان موسيقي دنيا پديدار خواهد شد. او يكي از بزرگترين صحنه گردانان تاريخ موسيقي است.“

مايكل در مورد تفريحاتش در وگاس نيز با من حرف زد. او گفت از اينكه فرزندانش را به تماشاي نمايش شعبده بازي Lance Burton در مونتكارلو برده، خوشحال است.

”من واقعا عاشق شعبده بازي هستم. واقعا از نمايش خوشم اومد. شگفت انگيز و سرگرم كننده بود. دوست دارم درگير كارهاي شعبده بشم.“

براي من دعوت شدن به خلوتگاه آنان، يك افتخار بود. من مايكل را مردي راحت و با اعتماد بنفس ديدم. خوشحال شدم كه او مشكلات و مسائل گذشته را تماما پست سر گذاشته و از نو ساختن حرفه اش را آغاز كرده است.

MJ_02_vegas2007.jpg

يك مايكل كاملا جديد در لاس وگاس است. او اينجا احساس راحتي ميكند. از اينكه ميتواند بيرون برود و برايش مشكلي پيش نيايد، خوشحال است. او از رستورانهاي وگاس خوشش ميايد اما نمايشها برايش چيز ديگريست. اين اولين بار پس از مدتهاست كه مايكل فشار كمتري را بر روي خود احساس ميكند. او آماده ي كار است و از فضا و درايت فوق العاده اي بهره ميگيرد.

آخر هفته مايكل به تماشاي نمايش موزيكال آهنگهاي بيتلز در Mirage رفته بود. پس از پايان نمايش، از بوتيك نيز ديدن كرد تا يادگاري هايي از اين نمايش داشته باشد. او حتي با طرفداران نيز ديدار كرد و عكس گرفت. پس از آن به پشت صحنه رفت تا به خاطر اجراي خوب نمايش به بازيگران تبريك بگويد و از آنان سپاسگزاري كند.

يكي از كارمندان به من گفت: ”آنها سخت تحت تاثير او قرار گرفته بودند. او بسيار مودب بود و گفت كه اين نمايش براي هميشه در خاطر وي باقي خواهد ماند. شايد او دفعه بعد فرزندانش را نيز همراه خود بياورد.“

او اكنون همراه با will.i.am سرگرم ضبط آهنگهاي جديد خود است. will ميگويد: ”من واقعا طرفدارش هستم. من در طي عمرم فرصت دارم تنها با چند نفر از افراد بزرگي كه به زمين نور بخشيدند كار كنم. و مايكل يكي از آنهاست.“

مايكل، سيمون و كني سوژه ي عكس ما شدند. من به آنها گفتم كه همه منتظر بازگشت مايكل هستند و وگاس خوشحال است كه مايكل آن را خانه ي جديد خود ميداند.

مايكل گفت: ”همه چيز خوب خواهد بود، خيلي خوب.“ و كني اضافه كرد: ”ما انجامش ميدهيم و وقتي انجام شد خواهيد ديد كه بهترين است.“

منبع: eMJey / Robin Leach / Vegas Popular

November 19, 2006 | یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۵

ناگفته هاي ديگري در مورد مراسم جوايز اسرارآميز

Justin Stoneman از PopRevenge.com با اعضاي گروه كري كه بر روي صحنه با مايكل به اجراي بد سرانجام آهنگ We Are The World پرداختند، گرم گرفته و آنها را مخفيانه از جايگاه رسانه ها تا پشت صحنه همراهي كرده بود. تا اينكه در چند قدمي مايكل، يكي از مامورين كه مشكوك شده بود، وي را از صف گروه كر بيرون ميكشد.

صحنه مراسم امسال، يادآور اجراي سال 1996 مايكل در لندن در مراسم جوايز BRIT بود. در آن سال جارويس كاكر به صحنه هجوم آورد. مايكل پس از آن اتفاق صحنه هاي انگليس را ترك گفت.

[توضيح خبر: در مراسم بريت، مايكل جايزه ي ”هنرمند دهه“ را از دستان باب گلدوف، خواننده و موسس انجمن خيريه ي مبارزه با قحطي در آفريقا، دريافت كرد و اجرايي تماشايي از آهنگ «Earth Song» را به نمايش گذاشت. مايكل بر روي صحنه در بين حدودأ چهل كودك كه نمايندگان كودكان محروم جهان بودند، احاطه شده بود. در قسمتي از اجراي اين آهنگ مايكل بر روي يك جرثقيل بر بالاي سر حاضرين در سالن به پرواز درآمد، تشويقهاي بي امان دو هزار تماشاچي، كر كننده بود. در مدتي كه مايكل بر روي جرثقثل بود، جارويس كاكر به طرف صحنه هجوم آورد. دو انگشتش را به حالت توهين آميز به سمت مايكل در هوا تكان ميداد و صف خوانندگان بر روي صحنه را بر هم زد.

در پي اين آشوب، نيروهاي امنيتي بر روي صحنه آمدند تا كاكر را پايين ببرند. كاكر دور صحنه ميدويد و از اثاثيه اي كه بر روي صحنه قرار داشت، بالا ميرفت، و هنگاميكه يكي از رقاصان به سمت او رفت، پايش لغزيد و به چند نفر از كودكان برخورد كرد و آنها را از بالاي صحنه به پايين پرتاب كرد. سرانجام نيروهاي امنيتي موفق شدند او را دستگير كنند و از سالن بيرون ببرند.
منبع: زندگي نامه ي مايكل جكسون ـ eMJey.com ]


Stoneman در اين سايت آورده است كه اجراي مايكل از ابتدا نفرين شده بود. به اعضاي گروه كر اجازه داده نشده بود حتي با مايكل ملاقات كنند چه برسد به اينكه با وي پيش از آمدن بر روي صحنه تمرين داشته باشند. گروه تقريبا 20 نفره ي نوجوانان تيشرت سفيد پوش تا چند دقيقه پيش از ورود به صحنه، با حاله هاي ابهام احاطه شده بودند.

Stoneman كه خود از نزديك شاهد ماجرا بوده، نوشته است: ”شگفت انگيز بود. جكسون هنگام رفتن به روي صحنه عصبي بنظر ميرسيد. هماهنگي هايي كه كارمندان جكسون انجام داده بودند، مثل محشر كبري بود. حتي من هم بهتر از آنها كار ميكردم.“

يكي از اعضاي گروه كر ميگويد: ”هيچ يك از ما تا چند لحظه قبل از رفتن بر روي صحنه نمي دانستيم كه قرار است چه اتفاقي بيافتد. ما همگي به گوشه هاي صحنه آورده شده بوديم تا شاهد بخش پاياني مراسم باشيم. و هنوز هم نمي دانستيم كه آيا بالاخره قرار است اجرا كنيم يا نه. بعد پي برديم كه مايكل دارد به صحنه مي آيد و ما با عجله از گوشه هاي صحنه به داخل صحنه هل داده شديم.“

گزارش شده است كه مايكل مبلغ 400 هزار دلار براي همين اجرا دريافت كرده است.

منبع: eMJey / poprevenge.com / SG

جزييات مفتضحانه و خواندني اتفاقات پشت پرده ي WMA يا وقتي استاديوم بازار شام شود

و جايزه ي شير تو شير ترين مراسم داده ميشه به... جوايز جهاني موسيقي 2006 در لندن!

بازگشت مايكل جكسون كه مدتها همه مون رو منتظر گذاشته بود و در آخر هم با خوندن چهار كلمه از آهنگ We Are World خاتمه پيدا كرد، تنها چيزي نبود كه باعث سرخي چهره ي روساي WMA بعد از پايان مراسم فلاكت بار روز چهارشنبه ميشد.

از اونجا كه ما در پشت صحنه حضور داشتيم، دهانمون از تعجب حاصل از مشاهده ي يك سري اتفاقات مضحك مفتضحانه باز موند و شاخ هم درآورديم!!!!

در اون شب، روساي WMA با التماس به دنبال بيانسه افتاده بودن كه بياد و جايزه ي امجي رو بر روي صحنه بهش تقديم كنه. چون فرد ديگه اي در دسترس نبود. و بعد هم بيانسه مجبور شد براي راضي كردن مايكل به رفتن به روي صحنه كه حسابي بهش برخورده بود، سي دقيقه تلاش مضاعف انجام بده.

ستاره ي معمولا خونسرد ما از عصبانيت خونش رو ميخورد و به كاركنان WMA ميگفت: ”ميدونيد من هيچوقت عصباني نميشم. اما الان ديگه واقعا دارم بدجوري از كوره در ميرم!!!؟؟؟“

بيانسه تازه از اين هم عصباني تر شد وقتي فهميد گردن كلفتهاي پشت صحنه به مادر و پدرش، ماتيو و تينا نالس اجازه ي نزديك شدن به اطاق لباس مايكل رو ندادن.

ميكروفون مايكل هم وقتي بالاخره بعد از يه عالمه مكافات به روي صحنه اومد خاموش شد چونكه سر ساعت 11 شب شيپور خاموشي در Earls Court نواخته ميشه و اون موقع هم از شانس مايكل ساعت از 11 گذشته بود.

يكي از رفيقهاي مايكل به ما گفت: ”اون وحشتناك مايوس شده. اون واسه اجرا، چهار تا از آهنگهاش رو تمرين كرده بود اما اصلا با اجراي Thriller موافقت نكرد.

اون تصميم گرفته بود آهنگ She's Out Of My Life رو بخونه. اما هر وقت كه خواست بياد روي صحنه چيزي بخونه، كاركنها بهش ميگفتن آهنگ آماده نيست. بعدش ميكروفونش خاموش شد. اين يكي ديگه آخر بدبختي بود.“

سخنگوي WMA ديروز گفت: ”استاديوم سر ساعت 11 شب ميكروفونها رو قطع ميكنه.“

نماينده ي Earls Court هم اضافه كرد: ”تا اونجا كه ما اطلاع داريم، مايكل خوندنش تموم شده بود.“

Peaches Geldof يك فرد عادي، از ميون جمعيت تماشاچيها بيرون كشيده شد تا جايزه ي آمريكاي لاتين رو فقط 5 دقيقه قبل از اينكه فرد جايزه بگير به روي صحنه بيايد، بهش تقديم كنه.

Lindsay Lohan هم هو شد. از پله ها افتاد و بعدش هم مجبور شد نقش مجري گريش رو بده به يكي ديگه.

برگزار كنندگان متوجه ي يك وضعيت ناجور در برنامه ريزي هاي خودشون شدن و در نتيجه Katie Melua رو به زور از اطاقي كه داشت توش لباس ميپوشيد، بيرون كشيدن تا يك هنرمندي به اسم ”هتل توكيو“ رو با جايزه ي برتر آلمان به روي صحنه احضار كنه.

اين خانوم بعد از اينكه 20 دقيقه بلاتكليف موند، بهش اطلاع دادن كه Sugababes اين كار رو به جاي اون انجام ميده.

مديران عصباني پشت صحنه داشتن Sugababes رو با چه زور و زحمتي راهي صحنه ميكردن كه اعلام شد وقت قانوني هتل توكيو به اتمام رسيده و از اونجا كه وقت اضافه در كار نبود و همه چيز بايد سر ساعت 11 خاموش ميشد، سر هتل توكيو از بابت جايزه بي كلاه موند.

Pixie Geldof موقع زد و خورد و كتك كاري ستاره ها واسه جاگير شدن توي صندلي هاي 800 پوندي مخصوص آدم معروفها (VIP) له و لورده شد. حالا تازه اين اولين مورد چلونده شدن ستاره ها بود.

مراسم كه 19 همين سالش بود، اسمهاي گنده اي رو جذب كرده بود. پاريس هيلتون، الي مكرسون، ناتالي ايمبورگليا و جيد جگر. و تقريبا با هر كسي كه صحبت كرديم، نظرش اين بود كه اين بدترين مراسمي بوده كه تا حالا شركت كرده.

يه منبع كه خواست نامش فاش نشه، به ما گفت: ”اين يك شب غير عادي بود. هر چيزي كه ممكن بود خرابكاري ايجاد كنه، دقيقا اتفاق افتاد. همه چيز دير شد. دستورها موقع برگزاري مراسم داده ميشد. به ستاره ها درست 10 دقيقه قبل از اينكه بايد كاري رو انجام ميدادن، خبر داده ميشد. هيچ كسي نبود كه جايزه ي مايكل رو بهش بده. حتي بن جوي هم رد كرد. در آخر دست به دامن بيانسه شدند. اون هم قبول كرد. اما قطعا همچين چيزي تو برنامه نبود.“

بيانسه پروازش به ايالات متحده رو واسه خاطر جايزه ي مايكل از دست داد. خوشبختانه Philip Green ميلياردر قدم پيش گذاشت و جت خصوصيش رو بهش قرض داد.

در حقيقت، اين آقا يه تنه مراسم رو نجات داد. يه چك با يه عدد هفت رقمي كه در آخرين دقايق در وجه برگزار كنندگان WMA كشيده شد، آبروي تيم مديريت رو خريد. چون اونها در آخرين دقايق به ياد آوردن كه غير از دستمزد اجرا كننده ها، بايد هزينه ي رفت و آمد و بليط و خورد و خوراك و البته تجهيزات پشت صحنه رو بپردازن.

اما منفعت اين ماجرا در چي بود. لااقل حالا ديگه ميدونيم واسه جشن كريسمس رو كيا نبايد حساب باز كنيم.

منبع: eMJey / Mirror

November 18, 2006 | شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۵

انتظارات بزرگ WMA

كشور انگليس به استثناي جوايز BRIT كه در طول چند سال اخير كوشيده است تا تصويري را كه مردم از بي نظمي و آشفتگي اين مراسم در ذهن داشتند، اصلاح نمايد، ميزباني مراسم جوايز موسيقي ديگري را عهده دار نبوده است. به همين خاطر هنگاميكه اعلام شد كه مراسم جوايز جهاني موسيقي در اين كشور برگزار خواهد شد، توجه همگان را برانگيخت. توجهات هنگامي بالا گرفت كه مشخص شد مهمان ويژه ي اين مراسم مايكل جكسون خواهد بود كه جايزه ي الماس را دريافت ميكند. جايزه ي جهاني كه به هنرمنداني اعطا ميشود كه در طول مدت حرفه شان بيش از يك ميليون قطعه موسيقي به فروش رسانده اند.

مايكل در حقيقت بايد هفت جايزه ي الماس دريافت ميكرد چرا كه همان طور كه توسط سخنگو و مدير كل تيمش، ريمون بين اعلام شد، سرپرستان اين مراسم فروش رقم نجومي 750 ميليون قطعه موسيقي توسط مايكل از زماني كه يازده سال داشته است را تاييد كرده اند.

روز قبل از مراسم، دفتر ثبت ركوردهاي جهاني گينس اعلام كرد كه آلبوم Thriller از زمان انتشارش در سال 1982 به تنهايي 104 ميليون نسخه فروش كرده است.

از دو هفته پيش از آغاز اين مراسم، برگزار كنندگان آن بطرز بيشرمانه اي با استفاده از نام مايكل و وعده ي اجراي وي در اين مراسم، انتظارات را تا حدي كه از كنترل خارج شد، بالا بردند.

Earls Court كه يكي از بزرگترين استاديومهاي انگلستان است، در طي اين مراسم كاملا مملو از جمعيت نبود. اما از اين هم كم جمعيت تر ميشد اگر سرپرستان WMA نام و عكس مايكل را در بالاي ليست اينترنتي اجرا كنندگانشان قرار نميدادند.

آنها همچنين در رسانه ها وعده دادند كه مايكل بر روي صحنه در اجراي تماشايي از آهنگ Thriller كه توسط كويينسي جونز تهيه شده است، شركت خواهد جست.

اما مفهوم و هدف واقعي اين خبر چه بود؟ آيا مايكل بر روي صحنه به اجراي اين آهنگ خواهد پرداخت؟ تنها؟ همراه با سايرين؟ آيا قرار است يكي ديگر از آهنگهاي آلبوم Thriller اجرا گردد و يا فقط خود اين آهنگ؟ نقش كويينسي جونز در اين ميان چه خواهد بود؟ آيا او اجرا را رهبري خواهد كرد و يا هدف از آوردن نام وي تنها يادآوري نقش تهيه كنندگي وي بوده است؟

به اشتباه به طرفداران گفته شده بود كه بليطها از طريق اينترنت يا تلفن به فروش نميرسند و بسياري از طرفداران از اينكه مجبور شده بودند بدون آنكه نيازي باشد مدتها در هواي سرد و در صفهاي طولاني بليط منتظر بمانند، عصباني بودند. اما به اميد تماشاي اجراي وعده داده شده ي مايكل تحمل ميكردند.

دو روز قبل از اين مراسم هركس كه نام مايكل را در گوگل جستجو ميكرد، با 300 عنوان خبري در مورد اجراي آهنگ Thriller توسط وي روبرو ميشد. بيشتر اين خبرها موضع مثبت و يا حداقل بيطرفانه داشتند.

مايكل روز يك شنبه وارد لندن شد. چهره ي خندان و طرفداران هجوم آورنده ي وي بازتاب گسترده اي در رسانه ها داشت.

خبر بعدي روساي WMA اين بود كه مايكل ايده ي يك ”بازگشت“ را در سر ميپروراند و نه فقط يك اجراي معمولي را.

جنجالها همچنان بالا گرفت و نهايتا به اين نتيجه ختم شد كه مايكل قصد دارد با اجرا در اين مراسم، بازگشت خود را رقم بزند. بنظر ميرسيد عده ي كمي به فروش 750 ميليوني وي توجه داشتند. موضوع مهم، بازگشت او بود.

هيچكدام از كارمندان تيم مايكل سعي نكردند با ارتباط برقرار كردن با رسانه ها و با كنترل نمودن انتظارات، كارفرمايشان را محافظت نمايند. گرچه همواره چنين اتفاقاتي به ندرت تاثيري بر موقعيت هنري مايكل داشته است، اما به هر حال رعايت احترام عموم، مهمتر از پاسخ گويي به داستانهاي احمقانه ي روزنامه هاي محلي است.

اين حقيقت كه هيچ كدام از اعضاي تيم مايكل سعي نكردند جنجال ايجاد شده در مورد مراسم جوايز جهاني موسيقي را كه توسط برگزار كنندگان WMA و رسانه ها ايجاد شده بود، فرو بنشانند، به هيچ عنوان از ديد مردم توجيه پذير نيست.

نكته ي آخر در اثبات بي كفايتي برگزار كنندگان مراسم، اتفاقات فرش قرمز در مسير ورودي استاديوم بد نماي Earls Court بود.

برگزار كنندگان مراسم روز قبل اعلام كرده بودند كه مايكل بر روي فرش قرمز حاضر خواهد شد. به همين دليل روز بعد اعضاي رسانه ها در خارج و داخل استاديوم مستقر شده بودند. اما هيجان ديوانه واري كه مايكل با خود به همه جا ميكشد، قطعا مانع آن ميشد كه او همچون تام كروز آزادانه بر روي فرش قرمز قدم بردارد و با طرفدارانش به خوش و بش بپردازد.

پس اگر خبر واكنش طرفداران و فرياد اعتراض آنان به نحوه ي ورود مايكل به محل برگزاري مراسم درست باشد، وقوع چنين عمل بي ادبانه اي از سوي طرفداران به هيچ عنوان توجيه پذير نيست چرا كه مايكل با محدوديتهاي شديدي روبرو بوده است.

بشتر بنظر ميرسد كه اعتراض كنندگان، نه طرفدار كه شيفتگان فرش قرمز بودند كه براي ديدن هرچيزي كه از خودشان جالب تر است، گرد هم مي آيند. طرفداران براي ديدن بازگشت سلطان در داخل استاديوم انتظار ميكشيدند.

هنگاميكه مايكل به سالن وارد شد، خبرنگاران توانستند از او بپرسند كه آيا او واقعا قرار است اجرا كند؟ برخي پرسيدند كه آيا ميخواند و برخي ديگر سوال كردند كه آيا تصميم دارد Thriller را به اجرا بگذارد؟

و اين مضحك ترين و خفت آميز ترين بخش اين داستان طول و دراز بود.

در آخر اين خود مايكل بود كه مجبور شد 90 دقيقه پيش از حضور يافتن بر روي صحنه براي دريافت جايزه اش به خبرنگاران بگويد كه خبر اجراي وي، تنها يك ”سو تفاهم“ بوده است.

اشتباهات اعضاي تيم وي به اضافه ي جنجال رسانه ها و وعده وعيدهاي بيجاي روساي WMA منجر شد به هتك حرمت مشهور ترين انسان روي زمين كه اكنون مجبور است خود به تصحيح اخبار نادرست رسانه ها بپردازد.

آيا كسي از خودش سوال ميكند كه چرا اخبار منفي در مورد مايكل حتي پيش از حضور او بر روي صحنه در رسانه مطرح بود؟ اينكه چرا حاضرين در سال هنگاميكه اخبار اينترنتي را از طريق گوشي هاي خود چك ميكردند، عناوين خبري را ميديدند كه حضور مايكل را پيش از آنكه اتفاق افتاده باشد، يك شكست و مايه ي نااميدي مي خواند؟

چرا بايد حاضران در سالني در لندن كه شاهد دريافت جايزه توسط يك سوپر استار آمريكايي هستند كه موقعيتش را به عنوان موفق ترين صحنه گردان تاريخ مستحكم ميكند، لحظاتي بعد او را با فريادهاي اعتراض خود مواجه سازند؟

آيا دليلش تنها همان مواردي است كه در بالا بدانها اشاره نمودم؟

خوب نه. نكته ي ديگري نيز هست. مايكل پس از دريافت جايزه اش به عنوان اختتاميه ي مراسم به گروه كر حاضر بر روي صحنه پيوست تا قسمتي از آهنگ We Are The World را با آنان بخواند. او با اعضاي گروه دست داد و تكه هايي از اين آهنگ را خواند. و در لحظه اي ميكروفوني كه در دست داشت خاموش شد انگار كه شيپور خاموشي در Earls Court به صدا درآمده باشد.

آنقدر عيب و نقص در اين مراسم به چشم ميخورد كه درست نميتوان تشخيص داد از كجا بايد شروع كرد.

اول از همه، گروه كر و مايكل با نوار ضبط شده ي اين آهنگ، كه براحتي در بازار قابل دسترسي است و در سالن در حال پخش بود، همخواني ميكردند. پيش از آنكه مايكل به صحنه وارد شود، صداي باب ديلان به گوش ميرسيد. اين شبيه چيزي است كه در كنسرتهاي دبيرستان رخ ميدهد. چطور مردي كه با بزرگترين تهيه كنندگان و مهندسين ضبط موسيقي كار كرده، در چنين وضعي قرار داده شده است؟ و چه كسي مسئول است؟

خاموشي ميكروفون مايكل، بهانه اي شد براي رسانه ها كه علت آن را جلوگيري از پخش صداي نامطلوب مايكل ادعا كنند. چرا هيچ كس به فكر زمان تعيين شده براي خاموشي ميكروفون نبود؟

اما نكته ي حائز اهميت در مورد اين اجرا اين بود كه مايكل براي ديدار با طرفداراني كه تمام روز به انتظارش ايستاده بودند، وقت گذاشت. او به همراه گروه كر كه پشت سرش مي آمدند، در طول راهروي صحنه قدم برداشت، كتش را به ميان جمعيت مشتاق پرتاب كرد، تعدادي از پلاكاردها را از طرفداران دريافت نمود و به آنها اجازه داد كه وي را لمس كنند.

هنگاميكه بيانسه جايزه ي الماس را به مايكل اهدا نمود، موقيعت وي به عنوان اسطوره ي قرن محكم تر شد. او گفت كه بدون وجود مايكل، هرگز حرفه ي خوانندگي را در پيش نمي گرفته است و بسياري از اجرا كنندگان در سرتاسر دنيا احساسي مشابه وي دارند. مايكل سخنراني كوتاه اما شيريني داشت. او از خانواده و كساني كه حمايتش كرده اند، تشكر كرد. در ياپان، با يك نگاه به او كه جايزه ي الماس را در دست گرفته بود، آشكارا ميشد تشخيص داد كه اين جايزه چه ميراث عظيمي براي مايكل است و اينكه دستاوردها و موفقيتهاي وي تا چه حد براي ساير هنرمندان غير قابل دست يابي است.

او احتمالا آنشب بر روي ابرها سير ميكرد.

آنهايي كه آنشب براي ديدن يك اجراي استثنايي از مايكل به استاديوم آمده بودند، طرفدار نبودند، آنها فقط عاشقان موسيقي بودند كه بمنظور تماشاي يك اسطوره در آن محل گرد آمده بودند.

هنگاميكه Chris Brown سعي كرد پيش از دريافت جايزه توسط مايكل، Thriller را بر روي صحنه بازسازي كند، هيچ كس قابليت هاي وي را انكار نميكرد. اما در عين حال نميتوانست نا اميدي خود را از ديدن وي در لباس قرمز مخصوص اين آهنگ پنهان نمايد. آهنگي كه توسط مردي به شهرت رسيده بود كه اكنون در گوشه هاي صحنه در لباسي كاملا متفاوت بمنظور دريافت جايزه اش و نه صحنه گرداني ايستاده بود.

حتي اين نگراني در بين آنها وجود داشت كه مبادا ديگر نتوانند مايكل را در حال اجرا كردن به خوبي Chris Brown ببينند.

اما اين مردمان اشتباه ميكنند. در ماهها يا سالهاي آتي، مسلما مايكل ميتواند آهنگهاي بيشتري بسازد و مردم را در استاديومهاي مملو از جمعيت سرگرم سازد. تنها اگر بخواهد. چيزي كه آنشب نميخواست.

چرا دست اندركاران اين مراسم كه بسيار بد تهيه و برگزار شد، چنين توهمي را در بين مردم گسترش دادند كه مايكل خود خواهان اجرا كردن بوده است؟ چرا برطرف كردن اين توهم بر عهده ي مايكل گذاشته شد؟ چرا افراد تيمش اقدامات لازم را براي محافظت از وي به عنوان يك هنرمند انجام ندادند؟

تا زمانيكه اين سوالات پاسخ داده شود، ما بايد دل مشغول توانايي مايكل براي غلبه كردن بر مشكلات و موانع سر راهش باشيم. چيزي كه براي حاضر شدن بر روي صحنه لازم است.

منبع: eMJey / MJJF _ Robin Meltzer,London,UK

November 4, 2006 | شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۵

مصاحبه با مايكل (بخش دوم)

تصور كنيد مايكل جكسون Thriller را دوباره بسازد! وقتي نوبت به پر فروش ترين آلبوم تمام دورانها ميرسد (نزديك به 100 ميليون نسخه در سرتاسر دنيا)، حد و حدود براي مايكل بي معنا و مفهوم ميشود.

بيلي بوش، خبرنگار access hollywood از امجي ميپرسد: ”چه ميشد اگر قسمت دوم Thriller را ميساخت؟“

مايكل پاسخ داد: ”فكر خوبي است... من واقعا به اين شكل در موردش فكر نكرده ام اما از اين به بعد بيشتر فكر ميكنم.“

در حال حاضر مايكل به ساختن فكر ميكند و نه دوباره سازي. و در اين استوديوي قديمي ايرلندي در خارج دوبلين، با Will.I.Am عضو گروه Black Eyed Peas، سرگرم ساخت آهنگ است تا موسيقي خود را وارد مرحله اي تازه كند.

بيلي: ”آيا چيز برجسته اي در مورد موسيقي ايكه خلق ميكني وجود دارد، يا اينكه ميخواهي در جهت جريان آب شنا كني، يعني اينكه آهنگهاي رقص و مردمي مخصوص كلوپهاي شبانه بسازي و همان مسير را بيشتر و بيشتر توسعه بدهي و قوي تر كني؟“

مايكل: ”مطمئن نيستم.“

Will.I.Am: ”من ميتوانم جواب بدهم. يك چيز برجسته. يك چيزي لازمست تا شوك را به صنعت موسيقي برگرداند و تنها چيزي كه ميتواند اين كار بكند، خود اين شك است. انرژي ايكه موتور خلاقيت كودكان گذشته مانند من و جاستين تيمبرليك را روشن كرد. ما همگي محصول اين انرژي هستيم. بنابراين تنها كسي كه ميتواند چنين شك و تكانه اي را بار ديگر به صنعت موسيقي وارد كند و آن سرگرم كنندگي فوق العاده و آن موسيقي قوي را بسازد، كسي است كه خالق آن بوده است.“

اما مايكل در مورد هنرمنداني كه الهام بخششان بوده است، چه ميگويد؟

مايكل: ”من فكر ميكنم جاستين فوق العاده كار ميكند و همينطور آشر. و ديدن كار آنها لذت بخش است. من تحت تاثير كارشان قرار گرفته ام و مطمئنم من الهام بخششان بوده ام. اين خيلي زيباست.“

منبع: eMJey / accesshollywood

November 1, 2006 | چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۵

چرا Will.I.Am?

همانطور كه ميدانيد مايكل به همراه Will.I.Am، يكي از اعضاي گروه Black Eyed Peas در استوديو اي در ايرلند مشغول ضبط آهنگهاي آلبوم جديدش ميباشد. Will.I.Am با مايكل در تهيه ي اين آهنگها همكاري ميكند.

مايكل در مصاحبه اي با Access Hollywood در اين باره گفته است:

”من كار او را دوست دارم و فكر كردم همكاري با او يا فقط اينكه ببينم دونفري چگونه كار ميكنيم، بايد جالب باشد. من فكر ميكنم او قطعات موسيقي فوق العاده، خلاقانه و خوبي را خلق ميكند.“

مايكل از سال 2001 تا كنون آهنگ تازه اي را روانه ي بازار نساخته است اما به گفته خودش هيچگاه از خلق موسيقي دست نمي كشد.

”من هميشه قطعات موسيقي متنوعي را مينويسم. من ميخواهم توسط موسيقي با توده ي عظيمي از مردم ارتباط برقرار كنم.“

منبع: eMJey / Fox News

October 16, 2006 | دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۵

ملاقات خصوصي با مايكل

15 اكتبر 2006 ـ ايرلند

ساعت چهار و سي دقيقه ي صبح است و من و ري در حال حركت به سمت دوبلين هستيم. من در طي 34 ساعت گذشته، وقت زيادي را بر صندلي عقب اتومبيل ري گذرانده ام. او راننده است و براي مرد ايرلندي كه صاحب استوديوي ضبطي در جايي دور افتاده در ايرلند است، كار ميكند.

استوديوي ضبط عجيبي كه در محوطه ي يك امارت سنگي قديمي ساخته شده است و اكنون خانه ي خلاقيت مايكل جكسون است.

بله، من اولين مصاحبه را با مايكل جكسون پس از ترك ايالات متحده در جوئن 2005، ترتيب دادم.

اول از همه اجازه بدهيد بگويم اين مصاحبه در مورد چه چيزي نيست:

اين مصاحبه تكرار حرفهاي كهنه نيست.

من خودم را براي پرسيدن تمام سوالاتم آماده كرده بودم. در مورد اشتباهاتي كه رخ داد و درسهايي كه گرفته شد. اما باور كنيد، او آمادگيش را نداشت.

او كه مشغول كار با Will.i.Am يكي از اعضاي گروه Black Eyed Peas بود، از افرادي كه در استوديو سرگرم كار بودند، پرسيد كه آيا مانعي ندارد كه تيم مصاحبه كننده ي ما پنج دقيقه در استوديو چرخ بزند و فيلم بگيرد.

دست آخر ما حدود 40 دقيقه در استوديو در حال چرخ زدن بوديم و من سوالاتي در مورد موسيقي و ايده اش براي بازگشت مطرح كردم.

مايكل جكسون عصبي و پريشان بود. ويران شده بود. او مايل بود كه بماند و كمي خوش بگذراند.

اما همچنين ميخواست پيش از آنكه ـ از منظر خودش ـ در يك مصاحبه ي تلويزيوني ديگر به صلابه كشيده شود، محل را ترك كند.

سخنگو و مشاور مايكل، ريمون بين، ما (من و تهيه كننده ي اجرايي ام، راب سيلوراستاين كه در عكس همراه با مايكل و Will.I.Am حضور دارد) را با خبر ساخت كه مايكل تمايل دارد ابتدا در كلبه اش تنها با ما ملاقات كند. بدون دوربين.

ما البته موافقت كرديم و بزودي خود را نشسته در پشت ميز صبحانه در كلبه ي سنگي بسيار دوستانه، صميمي و ساده اي ديدم.

او از پلكان مارپيچ پايين آمد. اول چكمه ها، بعد شلوار، سياه با خطهاي طلايي در دوطرفش، بعد يك كت مخمل و تيشرت سفيدي كه در زير آن به تن كرده بود، و بعد چرخيد تا روبروي ما قرار بگيرد.

قبول ميكنم، ضربان قلبم بالا رفته بود. او يك شخصيت افسانه اي است و تا آنجا كه امكان دارد، غير معمول و دست نيافتني.

اولين چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود كه او سلامت و قبراق به نظر ميرسيد. همانطور كه مرد ايرلندي به ما گفته بود، هنرمندان براي قدم زدن در طبيعت، اسب سواري، استفاده از غذاهاي سالم و طبيعي خانگي، استخر سرپوشيده ي آب زيرزميني و سكوت و آرامش اين منطقه، به اين محل مي آيند.

اين شرايط مناسب حال مايكل است، گرچه او اينجا زندگي نميكند.

ما بلند شديم، دست داديم و سر صحبت را با حرف زدن در مورد زندگي باز كرديم. مدتي نگذشت كه مايكل براي ما روشن كرد كه چه نمي خواهد: يك مصاحبه.

او تنها تمايل داشت هنگاميكه او و Will بر روي آهنگها كار ميكردند، دوربينمان را روشن كنيم.

من گفتم كه ما فقط ميخواهيم داخل استوديو شويم و تنها تا زمانيكه او مايل باشد فيلم ميگيريم.
او با حالتي فكورانه موافقت كرد و ما طي مسافت 50 ياردي تا رسيدن به استوديو را آغاز كرديم.

اين مصاحبه يك قدم مقدماتي براي مايكل است.

بعد از ده دقيقه، پس از اينكه سوالات بسياري پرسيدم، مايكل مكث كرد و سعي كرد از جواب دادن شانه خالي كند. او از سوالات كنايه آميز خوشش نيامد و Will را تشويق كرد كه ريتمهاي بيشتري بنوازد تا ما هم بتوانيم گهگاهي فيلم بگيريم.

من به مايكل پيشنهاد دادم كه "Thriller" را براي نسل جديد به سبكي تازه بازسازي و بر روي سي دي و دي وي دي عرضه كند. و با چيزهاي عامه پسند پيش برود و از تهيه كنندگان حرفه اي مانند Will.I.Am استفاده كند.

چشمان مايكل درخشيد. لابد بطرز حيرت آوري همان چيزي بود كه به آن نينديشيده بود.

وقتي كه موسيقي پخش ميشد و من هم از او سوالي نمي پرسيدم، ميتوانستم جرقه هاي زندگي و اميد و انرژي را در او مشاهده كنم. او كمي با ريتم آهنگها زمزمه كرد و يك دفعه برخاست و به انتهاي سالن رفت. جاييكه ميتوانست با موسيقي بدنش را حركت دهد. او تقريبا داشت مي رقصيد.

مايكل همراه با فرزندانش آنجا بود. من آنها را نديدم اما مرد ايرلندي، صاحب استوديو گفت كه به آنها خيلي خوش ميگذرد. مايكل با آنها بازي ميكند و از طبيعت دلپذير خارج از شهر لذت ميبرد.

بر طبق آنچه مرد ايرلندي گفت، مايكل صبح زود از خوب بر ميخيزد و براي فرزندانش صبحانه درست ميكند. معمولا حليم و ميوه.

من آروز كردم كه زندگي مايكل تا حد ممكن معمولي باشد. البته نيست. هيچكس هيچ چيز راجع به او نميداند... آيا او رانندگي ميكند؟ ظاهرا گهگاهي. و حتي يك گوشي موبايل هم داشته است. البته پيش از آنكه آن را يك جايي گم كند.

بار ديگر ميگويم، اين مصاحبه اولين قدم براي مايكل بود. او هيجان زده و وحشت زده بود. و همه اش به خاطر اينست كه نميداند آيا ميتواند به كسي اطمينان كند يا نه.

او تجربه ي وحشتناكي در اين زمينه دارد. شايد در مورد ما وضع بهتر شود.

من كاملا مطمئنم كه چيزهاي بيشتري در راه است.

(در ماه نوامبر منتظر متنهاي بيشتري از اين مصاحبه باشيد.)

منبع: eMJey / Billy's blog @ AccessHollywood / NBC

September 17, 2006 | یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۵

بدبيني عمومي و مايكل جكسون

به نقل از American Chronicle

اگر دهه ي هفتاد، دهه ي خشونت و دهه ي 80 دهه ي آزادي عمل بود، ميتوان دهه ي 90 را دهه ي بد بيني ناميد.

بنظر ميرسد اين وقايع دهه ي 90 است كه درك بسياري از ما نسبت به زندگي را تحت شعاع قرار داده است. ما در حقيقت به يك نسل بد بين مبدل گشته ايم. تنها بخش تلخ زندگي را مي بينيم و بر روي اخبار منفي تمركز ميكنيم و هيچ تمايلي براي ديدن نقاط قوت نداريم. به ويژه اگر اين خبر منفي، همه گير شده باشد. در نتيجه ما هم اكنون با نسلي روبرو هستيم كه يا بايد بخش مثبت خود را به نمايش بگذارد يا آماج بدترين انتقادات قرار بگيرد. فردي كه پيشتر سلطان پاپ بود، آقاي مايكل جكسون، يكي از افرادي است كه چنين فشاري را تحمل كرده است.

(برای دیدن عکس ها در اندازه ی بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید)

متن کامل خبر

January 9, 2006 | دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۴

آنچه نميخواهند راجع به مايكل جكسون بدانيد

نگارش: Christopher Hamilton

هنگاميكه نام مايكل جكسون را ميشنويد، به چه فكر ميكنيد؟ ابله؟ جنايتكار؟ صحنه گردان بزرگ؟ مرد اهل كسب و كار؟ هرچه كه فكر ميكنيد، تمامي افكار خود را از پنجره بيرون بياندازيد و بياييد حقايقي را با هم بررسي كنيم....

سالهاست رسانه ها به او لقب ”جكسون ابله“ (Wacko Jacko) داده اند. چه اتفاقي براي MJ رخ داد؟ آيا او زماني بزرگترين فرد در موسيقي نبود؟ از چه زماني به يك ابله تبديل شد؟

mj0041.jpg

تمام كاري كه بايد انجام بدهيد اينست كه ببينيد مايكل از چه وقت ”ابله“ جلوه داده شد. اين اتفاق به دوران آلبوم ”Thriller“ برنمي گردد. اين جالبست كه يك مرد اهل رقص و آواز باشيد. اين همان چيزي بود كه آنها ميخواستند.

”فكر مبدل شدن به يك مرد متفكر اهل كسب و كار، به سرت نزند. مبادا كاتالوگ Beatles را خريداري كني. فكر ازدواج با دختر الويس پريسلي را به مغزت راه نده. مبادا جرات آن را پيدا كني كه با صنعت موسيقي به شيوه ي خودشان در بيافتي.“

مايكل زماني ”ابله“ خوانده شد، كه فعاليتهاي كسب و كاري خود را كه پيش از آن كسي در انجامش موفق نشده بود، آغاز كرد.

مايكل دو سمبل موسيقي را در دست گرفت و آنها را تكه تكه كرد. در تمام مدت عمرمان، ما با دو حقيقت بمباران ميشويم. بيتلها (Beatles) بزرگترين گروه موسيقي تاريخ بودند و الويس پريسلي هم سلطان موسيقي راك اند رول (Rock and Roll). مايكل كاتالوگ بيتلها را خريد و با دختر سلطان راك ازدواج كرد.

اگر من حتي نسبت به درستي و نيكوكاري بشر بدگمان نبودم، ميگفتم كه مايكل با ليزا ماري پريسلي ازدواج كرد فقط براي اينكه آنهايي را كه الويس را سلطان ميپنداشتند، وادار به پذيرش اين موضوع كند.

بيتلها گروه بزرگي بودند، اما نه آنقدر كه حق انتشار آهنگهايشان را براي خودشان حفظ كنند.

الويس بزرگ بود، اما آهنگهايش را خودش نمي نوشت. مدير اجرايي اش، Col Tom Parker، مغز متفكري كه پشت الويس پنهان بود، به او داروهاي تجويز شده ميخوراند و خودش تمامي كارهاي دفتري وي را انجام ميداد.

مايكل به عنوان يك هنرمند، اشتباهي مرتكب نميشد.
با آلبوم ”Off The Wall“، اولين هنرمند منفردي بود كه چهار آهنگ از آلبومش، در بين ده آهنگ پر فروش قرار گرفتند. آلبوم ”Thriller“، پر فروش ترين آلبوم موسيقي تاريخ، با هفت آهنگ پرفروش در بين ده آهنگ از پرفروش ترينهاي سال. آلبوم ”Bad“ اولين آلبوم با پنچ آهنگ شماره ي يك، (حتي آلبوم Thriller هم فقط دو آهنگ شماره ي يك داشت). تمامي اينها خوبست. اما اين تمامي كاري است كه تو بايد انجام بدهي. ”بخواني و برقصي“.

و مايكل ميخواست بزرگتر از اينها باشد. او كاتالوگ ”Sly and the Family Stone“ افسانه اي را خريد و كسي اهميت نداد. وقتي كه او كاتالوگ بيتلها را خريد، مردم توجه كردند. كمپاني سوني، با اشتياق فراواني كه در صاحب شدن حق انتشار آهنگهاي بيتلها داشت، به يك معامله ي پنجاه پنجاه با جكسون تن داد. در نتيجه انتشارات موسيقي Sony/ATV شكل گرفت. اكنون مايكل نيمي از حق انتشار آهنگهاي تمامي هنرمنداني را كه با كمپاني سوني قرار داد بسته اند، در اختيار خود دارد. ميتوانيد ليست كامل اين آهنگها را در sonyatv.com مشاهده كنيد.

حق انتشار بيش از 900 تا از آهنگهاي سنتي آمريكايي از هنرمنداني چون Tammy Wynette, Kenny Rogers, Alabama. تمامي آهنگهاي Babyface. آهنگهاي لاتين از خوانندگاني چون Selena و Enrique Iglesias. آهنگهاي Roberta Flack, Mariah Carey, Destiny's Child, 2pac, Biggie و FleetWood Mac؛ تنها نمونه اي از آهنگهايي هستند كه مايكل حق انتشارشان را در اختيار دارد. شمار مهمترين اين آهنگها، فراتر از يكصد هزار ميرود.

”اين مرد چه ميكند؟ هيچكدام از بزرگان موسيقي چنين كارهايي انجام نداده اند. نه حتي Bono, Springsteen و يا Sinatra. او فكر ميكند كيست؟ تلافي اين كار ها را بر سرش درآوريد.“

براي اينكه كسي را ”تنبيه“ كنيد، بايد به چيزي كه بيش از همه به آن علاقه دارد، حمله ور شويد. من ديگر توضيح اضافي در اين مورد نميدهم.

تنها افرادي كه در اين صنعت با مايكل همراه شدند، Prince و تا اندازه اي كمتر از وي، George Michael بودند. واكنش آنها در برابر George Michael، اعلام هم جنس باز بودن وي بود. Prince سخت جنگيد و حرفش را زد. اما با اين وجود همچنان مجبور بود براي انتشار آهنگهايش به يك كمپاني پخش عمده متوسل شود. Prince ميتوانست بهترين سهم معامله را بدست آورد، اما در آن صورت نتيجه اش سالها ابله و دردسر ساز خوانده شدن، مي بود.

بهترين لحظه براي آنان، كنفرانس مطبوعاتي Sneddon (دادستان پرونده ي اتهامات مايكل) بود. ”گرفتيمش“. هرگز چنين احساس خوشحالي و رضايتي به اين وضوح ابراز نشده بود. چه كسي اهميت ميدهد كه آيا ما مدرك داريم يا نه؟

مايكل تبرئه شد. جشن نگرفت. به خانه رفت و سپس آمريكا را ترك كرد. بهترين كاري كه ميشد انجام داد. حالا دشمنان او چه كاري براي انجام دادن دارند؟ او رفته است.

”رفته؟ يعني چه كه به بحرين رفته؟ خوب، اگر اينجا نيست پس ما چگونه بايد او را گير بياوريم؟ سريع، يك مقاله نويس پيدا كنيد تا مايكل را بر روي خرابي هاي به جا مانده تصوير كند. آه اين كار را انجام داده ايم، خوب، پس حالا چه ميتوانيم بكنيم؟“

در ظاهر امر چنين بنظر ميرسد كه مايكل فعاليتي براي بدست آوردن پول انجام نميدهد. حتي اگر شمار CD هاي او را كه هفتگي به فروش ميرود نشماريم ـ 15 هزار CD در هفته، رقم خاصي براي مايكل نيست ـ كاتالوگهاي Sony/ATV براي مايكل پول است. مبلغ هنگفت. اين حقيقت كه هيچكس از اين منبع درآمد حرفي نميزند، گواهي است بر صحت آن. آنها ترجيح ميدهند به شما بگويند كه مايكل ورشكسته شده است تا اينكه حقيقت را بگويند. نورلند هنوز در تملك مايكل است. خانه ي خانوادگي جكسون ها در Encino، هنوز در تملك مايكل است. مايكل همچنان كاتالوگ بيتلها را از طريق مشاركت پنجاه درصدي اش با سوني، و همچنين حق انتشار تمامي آهنگهاي خود را در اختيار دارد. و اين همان راز كوچك ماست.

مايكل جكسون بدون اغراق در مسيري قدم ميگذارد كه پيش از او، هيچكس در آن راه نرفته است. اگر او شرح حال خود را بنويسد، يكي از جالب ترينهاي تاريخ خواهد بود. يك مرد سياه پوست بدون داشتن تحصيلات مدرسه اي، با وجود نفرت، احساسات نژاد پرستانه، وجود دشمنان در داخل تيمش، و رسانه هايي كه مايلند با بالاترين قيمتها خريده شوند؛ به قدرتمند ترين فرد در صنعت موسيقي بدل شده است.

اگر Sony قوه ي ادراك داشت، همين حالا به مايكل پيشنهاد ادامه ي همكاري ميداد. اين تنها راه ممكن براي پول در آوردن از قبل كاتالوگهاي مايكل است. Tommy Mottola كارش را در سوني به خاطر اينكه مدير نا كارآمدي بود، از دست نداد. اين نتيجه ي يك جنگ بود. MJ حقيقت او را فاش ساخت و سوني مجبور شد تا Mottola را كنار بگذارد زيرا ديگر سودي برايشان نداشت.

كمپاني ها هميشه اين كار را انجام ميدهند. دقت كنيد كه هيچوقت هيچيك از مديران سوني و نه حتي Mottola از MJ به خاطر افترا زدن به آنها، شكايت نكردند. مايكل همواره نسبت به كارفرماهايش در كمپاني سوني/اپيك وفادار بوده است. به مراسم گرمي در سال 1984 برگرديم. او حتي Walter Yetnikoff را كه بعدا رييس يكي از شركتهاي پخش سوني شد، همراه خود بر روي صحنه آورد. او هميشه از Dave Glew, Mattola و ديگر مديران سوني در سخراني هايش هنگام دريافت جوايز، قدرداني كرده است.

سوني هنوز هم ميتواند با مايكل خوب تا كند، اما شايد خيلي دير شده باشد. اگرچه آنها همچنان مجبورند ظاهر دوستانه شان را حفظ كنند، اما تا كي ميتوانند اين كار را انجام دهند؟ اگر من جاي آنها بودم، هنوز هم مايكل را به عنوان يك هم پيمان ميخواستم و نه يك دشمن. اين يك معامله ي پر سود متقابل است/بود.

اگر من يكي از دشمنان MJ بودم تا سر حد مرگ ميترسيدم، وقتيكه او با شيوخ ميلياردر عرب در آن طرف آبها زندگي ميكند. حرفم را باور كنيد. آنها آنجا نيستند تا در مورد ماركهاي معروف لباس بحث كنند و تصميم بگيرند. يك شركت عظيم توده اي در حال شكل گيري است.


در آخر، حقايقي كه در اينجا نوشته ام، نبايد تنها باري باشد كه به گوش شما ميخورد. اما نكته ي غم انگيز در اينست كه اتفاقا هست. من نگران بودم كه نكند مايكل بر اثر ترديد هيئت منصفه سقوط كند. اين ناجوانمردانه بود. اگر من حالا دارم اين حقايق را در EURweb براي شما بازگو ميكنم، ميتوانيد باور كنيد كه رسانه ها هم آنها را ميدانند. اگر آنها دهانشان با هر خبري كه مربوط به MJ باشد آب مي افتد، به اين خاطر نيست كه او ”Thriller“ را ساخته است. آنها ميدانند كه اوضاع از چه قرار است. در موردش فكر كنيد.

كلام آخر اينكه، مايكل به عنوان مردي كه متهم به سو استفاده ي جنسي شده است، شناخته نخواهد شد. او براي ”Thriller“ شناخته نخواهد شد. او به عنوان مردي شناخته خواهد شد كه با صنعت موسيقي درافتاد و پيروز گرديد و زندگي كرد تا داستان را بازگو كند. اين كتابي است كه ارزش خواندن را دارد.

آنچه خوانديد، مقاله اي بود از Christopher Hamilton با عنوان “آنچه نميخواهند راجع به مايكل جكسون بدانيد“ كه در EURweb توسط شخص نويسنده منتشر شده است. Christopher Hamilton نويسنده اي است كه در مورد وقايع صنعت ساخت فيلم و موسيقي مينويسد و مقالات او در رسانه هاي بسياري چاپ ميشود. تماس با او از طريق mrcjhamilton@hotmail.com ممكن است.

منبع: http://www.eurweb.com/story.cfm?id=24224

December 1, 2005 | پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۴

مصاحبه ي دبي رو تكذيب شد

راجر فريدمن از فاكس نيوز، در ستون خبري خود چنين نوشته است:

دبي رو به يك روزنامه ي ايرلندي نگفته است كه مايكل پدر واقعي فرزندانش نيست. دوستان او به من گفتند كه او اصلا ايده اي ندارد كه اين داستان از كجا آب ميخورد. به گفته ي دوستان وي، رو در حال مداواي بيماري آنفلوآنزاي خود است و نميتواند با اين حال براي دادن يك مصاحبه به ايرلند برود.

در حقيقت دوستان وي اعتقاد دارند كه چنين چيزي حتي با عقل جور در نمي آيد. وقتي دبي ميتواند با يك مصاحبه ي رسمي در مورد فرزندانش، ميليونها دلار پول به جيب بزند، چرا بايد اين مطالب را در يك مصاحبه ي مجاني با يك روزنامه ي كوچك ايرلندي بيان كند؟

رو فكر ميكند كه اين داستان ممكن است نتيجه ي شايعه ي ضد يهود بودن مايكل كه چندي است در رسانه ها مطرح شده است، باشد. به همراه اين حقيقت كه رو، خود از مذهب كاتوليك به يهوديت روي آورده است.

يك منبع داخلي تيم مايكل ميگويد: ”نكته ي طنز ديگر اينجاست كه بيشتر وكلا و حسابداران مايكل يهودي هستند. من مايلم بدانم كه آنها در مورد اين داستانها چه فكري ميكنند.“

منبع: راجر فريدمن ـ Fox News

August 15, 2005 | دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۴

هيئت منصفه به دنبال نان

از زمان اعلام حكم برائت مايكل جكسون از هر ده مورد اتهام، بيش از دو ماه ميگذرد. اما رسانه هاي گروهي هنوز دست بر نداشته اند. ادعاي تازه ي دو تن از اعضاي هيئت منصفه ي سابق اين پرونده، خوراك تازه ي رسانه هاست كه به عقيده ي راجر فريدمن، در بين مردم خريداري نخواهد داشت. زيرا دو ماه براي ابراز پشيماني از حكم داده شده، مدت زمان زيادي است.

راجر فريدمن براي طرفداران سلطان پاپ چهره اي شناخته شده است. او در روز پنجم آگوست، در ستون خود در مقاله اي با عنوان "اعضاي هيئت منصفه به دنبال نان" پيرامون همين موضوع، چنين نوشت:

خبر رسيده است كه دو تن از اعضاي هيئت منصفه، قصد به فروش رساندن كتابهايشان را دارند. اين اصلا خبر مهمي نيست. يكي از آنها، النور، مادر بزرگ 79 ساله كه به خاطر جمله اش "خانم براي من بشكن نزن" كه آن را در كنفرانس مطبوعاتي پس از اعلام حكم هيئت منصفه و در مورد مادر شاكي بيان كرده بود، مشهور شده است، از اواسط دادگاه سرگرم نگارش كتابي در مورد روند رسيدگي به پرونده بوده است و نوه ي او نيز در تلاش عقد قراردادي براي چاپ آن.

بلافاصله پس از اعلام حكم دادگاه، اعضاي هيئت منصفه درون يك هواپيماي اختصاصي كه توسط Disney تدارك ديده شده بود، به نيويورك پرواز كردند تا در برنامه ي "صبح بخير آمريكا" شركت كنند و اوقات خوشي را بگذرانند. آنها شب قبل نيز در برنامه ي زنده ي "Larry King" كه از شبكه ي CNN پخش ميشد، حضور يافته بودند. آيا تمامي اين برنامه ها، پيش از اعلام حكم، ترتيب داده شده بود؟ همه ي آنچه كه ميتوانم به شما بگويم اين است كه فضاي حاكم بر محوطه ي بيروني دادگاه پس از اعلام حكم، وحشيانه بود. NBC تك تك اعضاي هيئت منصفه را مورد بازخواست قرار داد.

در كنفرانس مطبوعاتي تنها يكي از اعضاي هيئت منصفه از حكم برائت اعلام شده، كمي دلخور بود.
Ray Hultman كسي بود كه از ابتدا فكر ميكرد امكان دارد مايكل گناهكار باشد اما دلايل كافي براي اثبات اين مسئله در دست نبوده است.

پس از پايان يافتن تمامي اين برنامه هاي تلويزيوني، هنگاميكه اعضاي هيئت منصفه به خانه هايشان بازگشتند، تازه به فكر نگارش كتاب افتادند اما هيچيك از آنان نميتوانست به تنهايي براي چاپ كتابش قراردادي منعقد كند.

Rodrigeuz، يكي از اعضاي هيئت منصفه، به اتفاق همسرش با من تماس گرفت كه ببيند آيا من ميتوانم در نگارش كتاب به آنها كمك كنم. اما آنها نميدانستند كه چه ميخواهند. تنها ميدانستند كه پول ميخواهند و ميخواستند مطمئن شوند كه ارزشش را دارد.

Rodriguez به اندازه ي ساير اعضاي هيئت منصفه، پولكي نبود. در جايي ديگر شش تا از اعضاي هيئت منصفه براي نگارش يك كتاب با يكديگر متحد شده بودند. پس از آن پيشنهاد پنج نفره ي ديگري مطرح شد. مادربزرگ 79 ساله و Ray Hultman نيز به اين صف پيوستند.

گروه Rodriguez از دو زن تشكيل شده بود كه در كنفرانس مطبوعاتي پس از دادگاه، آرام و عقلايي صحبت ميكردند. آنها براي محكوم كردن مايكل مدارك كافي در دست نداشتند. يكي از آنها با حالت گله مندانه اي گفت: "پس مدارك كجا بودند؟" آنها از اين پرونده قطع اميد كرده بودند.

براي برخي از اعضاي هيئت منصفه ي پرونده ي جكسون، تمام اين ماجرا در مورد به شهرت رسيدن بود. براي برخي ديگر جدي تر شده بود. يكي از اعضا كه بر روي صندلي چرخدار نشسته بود، در همان كنفرانس مطبوعاتي گفت كه خوشحال است كه نوزده دوست تازه پيدا كرده است.

سانتا ماريا يك شهر كوچك است كه جاذبه ي توريستي و سيستم حمل و نقل عمومي ندارد. دادگاه مايكل جكسون، زندگي برخي از اعضاي هيئت منصفه را رونق بخشيده است. اين كاملا واضح است كه آنها نميخواستند از اين فرصت دست بكشند.

حالا من هم مانند شما داستانهايي ميشنوم: دو تن از اعضاي هيئت منصفه در كتابي ادعا ميكنند كه مايكل را گناهكار ميدانسته اند. خيلي دير شده است. اين موضوع براي هيچكس جالب نيست. اگر شما فكر ميكرديد كه مايكل جكسون به بچه ها آسيب رسانده است، ميتوانستيد او را محكوم كنيد. اما نكرديد. من هم همانند اعضاي هيئت منصفه، ماهها در همان سالن دادگاه نشسته بودم. نهايت آنچه كه آنها ميتوانستند مايكل را به آن محكوم كنند، اتهام خوراندن مشروب به بچه ها بود.

تقريبا سخنان تمامي شاهدان دادستان، از اعتبار ساقط شده بود. اكثريت قريب به اتفاق شهود، دروغ گفته و مسلما بسياري شهادت دروغ داده بودند. چيزهاي پشت پرده ي بسياري وجود داشت كه اعضاي هيئت منصفه از آنها اطلاعي نداشتند. اين چيزي بود كه آنها ميتوانستند ببينند: جكسون بدون اطلاع غير، دچار يك گرسنگي زدگي فوق العاده و كاهش وزن شديد شد.

اما زمان براي تغيير عقيده ي هيئت منصفه گذشته است. آنها روزهاي زيادي را در اختيار داشتند. آنها يكي از جلساتشان را براي شركت در جشن فارغ التحصيلي دبيرستاني، كنسل كردند. آنها سوالات بسيار كمي از قاضي ملويل پرسيدند. شايد كمتر از هر هيئت منصفه ي ديگري كه از زمان دادگاه O.J Simpson در يك پرونده ي جنايي درگير شده است.
هيچ كس آنها را تحت فشار نگذاشته بود كه حكمشان را سريعتر اعلام كنند. آنها ميتوانستند يك يا دو هفته ي ديگر نيز بر روي اين پرونده كار كنند و دوباره تمامي مدارك و شواهد را مورد بررسي قرار دهند. آنها اين كار را نكردند. و هيچكس قصد ندارد يك كتاب بخرد تا دليل آن را بفهمد. اگر ميخواهيد بدانيد كه آنها چه فكر ميكردند، نوارهاي ويدئويي ضبط شده ي مصاحبه هايشان پس از اعلام حكم را نگاه كنيد. تمامي جوابها آنجاست. و آنها كاملا آزاد و مختار بودند.

منبع: Fox News

July 15, 2005 | جمعه ۲۴ تیر ۱۳۸۴

Deepak Chopra راهنماي روحاني مايكل جكسون، در مقاله اي در روزنامه ي Delhi Times از مايكل مينويسد


مايكل دوست من

وحشتناكترين كابوس مايكل جكسون پايان يافته است..... اين تسكيني براي اوست. هنگاميكه محاكمه آغاز شده بود، من به چشمان او نگاه كردم و پرسيدم: "مايكل، آيا اين (اتهامات) حقيقت دارد؟" او پاسخ داد: "Deepak تو ميداني حقيقت چيست." مايكل انسان عجيبي است. اما ميدانم او گناهكار نيست. بياييد فراموش نكنيم كه مايكل يك فرد مستقل است. او افراد ديگر را گيج ميكند. او از لحاظ جنسيتي، نژادي و فرهنگي مبهم است.

گريس، پرستاري كه از فرزندان مايكل نگاه داري ميكرد، براي من نيز كار ميكرده است. او به من گفت: " مايكل گناهكار نيست. اصلا موردي براي نگراني وجود ندارد."
در چند ماه گذشته من با نيمه ي ديگر شخصيتي مايكل كه بسيار حساس و آسيب پذير است، آشنا شدم. خوشحالم كه اين دوران به پايان رسيد.

من اولين بار مايكل را بيست سال پيش ديدم. او بيست و چند ساله و تقريبا مشهور بود. در حقيقت، مايكل يكي از موفقترين افراد دهه ي 80 بود.
او يك پسر بسيار جالب و براي من مانند يك عضو خانواده است. او معمولا براي گرفتن ادويه ي هندي به منزل من ميايد.
من واقعا تحت تاثير قرار گرفتم، وقتي در طي سخت ترين روزهاي محاكمه اش، مايكل از من ميپرسيد: "Deepak، حال خانواده ات چطور است؟"

مايكل در طول روز، 30 دقيقه عمل مديتيشن را انجام ميدهد. در ادامه ي آن، كشيدن نفس هاي عميق را تمرين ميكند. به او پيشنهاد شده بود كه براي در امان ماندن از حملات عصبي، دو بار در طول روز اين دستور العمل را دنبال كند. در طول اين سالها، مايكل و من در مورد مديتيشن و اينكه چگونه بايد با فشار عصبي كنار آمد، با يكديگر صحبت ميكرده ايم. او به من گفته است كه معمولا مديتيشن را انجام ميدهد.

مايكل هنوز احساس ضعف ميكند، هم از نظر روحي و هم از نظر جسماني. او ميخواهد شيوه ي تازه اي را در پيش بگيرد. پس از آنكه حكم دادگاه، او را از اتهامات سو استفاده ي جنسي مبرا كرد، مايكل و فرزندانش يك هفته را با من در سن دياگو گذراندند. او اكنون در نظر دارد در خاور ميانه بماند. من فكر ميكنم دور ماندن از ايالات متحده براي او خوب باشد. مايكل دوران پر استرسي را پشت سر گذاشته است، اما اكنون تمامي آنها گذشته است. او به من گفته است كه حالا ميخواهد بر روي حرفه اش تمركز كرده و موسيقي و فيلمهاي فوق العاده اي خلق كند."

منبع: Times Of India


February 10, 2005 | پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۳

راجر فريدمن : فاش شدن راز بستري شدن مايكل جكسون در بيمارستان در سال 1999

راجر فريدمن در روز 7 فوريه در ستونش نوشت:

مايكل جكسون در سال 1999 به مدت دو روز ( در روزهاي 17 و 18 آپريل ) در بيمارستان Lenox Hill شهر نيويورك بستري بوده است. مايكل جكسون در اين مدت از نام مستعار James Walker استفاده ميكرد .

دليل اين بستري شدن نابهنگام فاش نگرديده اما گزارش شده است كه او در بخش رواني در يك سوئيت خصوصي بستري شده بود. ظاهرا مايكل جكسون از فرط خستگي و همينطور به خاطر بيماري dehydration يا همان كم آبي بدن به اين بيمارستان مراجعه كرده بود. منبعي كه اين خبر را فاش كرده است ميگويد :

" او بر سر توليد آلبوم " Invincible " بيش از حد خسته شده بود و به مايعات احتياج داشت. "

در آن زمان مايكل جكسون هنوز از دبي رو جدا نشده بود ، هرچند كه آن دو با يكديگر زندگي نميكردند. و در آن زمان هم سرپرستي بچه ها با مايكل بود.

اينطور كه منابع ميگويند ، دبي رو از بستري شدن مايكل بي اطلاع بوده است. همانند اكثر كساني كه با مايكل ارتباط داشتند و هنوز هم از اين موضوع اطلاعي ندارند.

دكتر Len Horovitz پزشك معالج جكسون در آن بيمارستان ، در طي گفتگويي كه ديروز با هم داشتيم اين مطالب را عنوان كرد:

مهمترين چيزي كه او به من گفت اين بود : "مايكل جكسون واقعا به بيماري vitiligo مبتلاست. بيماري اي كه باعث سفيد شدن تدريجي پوست او در اين سالها شده است."

Horovitz اين را گفت و من فكر ميكنم كه ما بايد حرفهاي مايكل را باور كنيم كه او عمدا كاري انجام نداده است كه رنگ پوستش روشن شود.

Horovitz گفت : او پوستش را برنداشته است يا از هيچ دارويي براي سفيد كردن آن استفاده نكرده است. در بخشهايي از بدنش كه ديده نميشوند لكهايي وجوددارد و او در بين مردم از آرايش استفاده ميكند. اما Vitiligi حقيقت دارد."

دكتر Horovitz پيش از بستري شدن مايكل در بيمارستان Lenox چندين بار او را در نيويورك در هتل Four Seasons معالجه كرده بود. او ميگويد كه مايكل جكسون همراه با فرزندانش كه در آن موقع بسيار كوچك بودند و كلكسيوني از يادگاري هايش به آن هتل آمده بود.

" او يادگاري هاي زيادي از Judy Garland و The Soun Of Music دارد.

Horovitz به خاطر مياورد : " پرينس و پاريس ( فرزندان مايكل ) شبيه خود او نبودند.

پاريس كه در آن زمان تازه به راه افتاده بود ، مانند Shirley Temple است با موهاي فرفري قرمز مايل به قهوه اي .


پاريس _ پرينس


Shirley Temple


مايكل جكسون اغلب اوقات به تنهايي به اين بيمارستان سر ميزده است. بدون همراه. Horovitz او را با تزريق وريدي مايعات معالجه كرد.

Horovitz : " كار من اين بود كه سريعا به بدن او مايعات برسانم. من خودم به او تزريق ميكردم و هيچكس ديگري آن اطراف نبود."

Horovitz از مايكل جكسون تست خون نيز به عمل آورد اما تست اعتياد جزو آن نبود. او ميگويد كه هيچ نشانه اي از خود درماني به وسيله ي اين داروها توسط خود جكسون ديده نميشد. تنها سرگرمي مايكل جكسون در مدت بستري بودنش در اين بيمارستان ، يك ضبط صوت بزرگ بود.

Horovitz كه خود نيز يك پيانيست است ميگويد : " او دوست داشت در باره ي موسيقي حرف بزند. "

Horovitz و جكسون در اين مدت دوستي مختصري نيز بهم زدند. جكسون گهگاه دكتر را كه صاحب دو فرزند است به هتل محل اقامتش Four Seasons در نيويورك دعوت ميكرد تا با هم گفتگو كنند.

Horovitz : " او از Debussy خيلي خوشش مي آيد. او چند تا از CD هايي را كه طرفدارانش به او هديه داده بودند ، به من داد."

دكتر Horovitz در پايان اضافه ميكند : " او خيلي تنهاست."

منبع : Fox News

November 13, 2004 | شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۳

تلاش ديگر مارسل آورام براي بدست آوردن پول از مايكل

به نقل از راجر فريدمن ـ فاكس نيوز

" شايد شما دادگاه معروف مايكل جكسون را در سانتا ماريا به ياد داشته باشيد. دادگاهي كه در طي آن مايكل توسط يك عنكبوت گزيده شد.

آن دادگاه براي رسيدگي به شكايت مارسل آورم از جكسون براي كنسل كردن دو كنسرت هزاره , برگزار شده بود. آورام با پيروزي در آن دادگاه 5 ميليون دلار برنده شد.

و حالا جكسون براي رهايي از دست آورام, به او پيشنهاد داده است تا با استفاده از دو كنسرت سال 1999 در مونيخ و سئول, به پول برسد.

بر طبق گفته هاي منابع من, وكيل مايكل اجازه ي تهيه CD اين كنسرتها را به آورام داده است. با اجراهاي نادري از آهنگهاي برتر "Beat It" و "Billie Jean" , جكسون تخمين ميزند كه اين CD ها ارزش زيادي داشته باشند و او را از دست آورام خلاص كنند. آورام با خوشحالي برنامه ريزي براي تهيه و توليد اين CD ها را شروع كرده است.

متاسفانه, دنيا مجبور است كمي ديگر براي تماشاي اين CD ها صبر كند. در بحبوحه ي ذوق و شوق رهايي از دست آورام, مايكل فراموش كرده بود كه حق انتشار اين CD ها در اختيار او نيست. زيرا اين CD ها زماني كه او با كمپاني سوني قرارداد داشت ضبط شده بودند.

(البته احتمالا هم آورام و هم جكسون فراموش كرده اند كه اين دو كنسرت به منظور كمك به بنياد خيريه برگزار شده بودند و پول آن هم صرف بچه هاي نيازمند شده بود. اما از 1999, پنج سال ميگذرد. و اين مدت زيادي است.)

منبع: راجر فريدمن/ Fox News

November 2, 2004 | سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳

ستارگان نوجوان پاپ درباره روابطشان با مايكل ميگويند

به نقل از راجر فريدمن ـ فاكس نيوز

تنها به اين خاطر كه امروز انتخابات رياست جمهوري برگزار ميگردد دليل نميشود كه ما مايكل جكسون را فراموش كنيم.

طبق معمول خبرهاي بسياري در دنياي مايكل جريان دارد.

به من گفته شده است, همانطور كه دادگاه ماه ژانويه ي مايكل نزديكتر ميشود, قرار است ما از ستاره هاي نوجوان مشهور پاپ كه با مايكل جكسون بر روي صحنه اجرا كرده اند و در طي ديدارهايشان از نورلند شبهايي را نيز در آنجا گذرانده اند, چيزهايي بشنويم. در بالاي اين ليست, آرون كارتر برادر 16 ساله ي نيك كارتر خواننده ي گروه Backstreet Boys قرار دارد. آرون در سالهاي اخير بيشترين ارتباط را با مايكل داشته است.

در بين ستارگاني كه ممكن است از آنها درخواست شود تا شرحي از روابط خود با مايكل ارائه دهند، نام مكالي كالكين و برادرانش به چشم ميخورد.

منبع: Roger Friedman / Fox News

October 24, 2004 | یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۳

مقاله ي استيون ايوري "گمشده در فضا" در مورد كليپ بيشرمانه ي جديد امينم

به نقل از EUR:

" به آهنگهاي امينم, خواننده ي رپ, به عنوان آهنگهايي خلاقانه اشاره ميشود اما آيا خلاقيت, در تمسخر كردن مايكل جكسون است؟

به سخره گرفتن مايكل جكسون توسط امينم در ويدئوي جديدش قابل چشم پوشي نيست زيرا مايكل جكسون هنرمندي است كه تمام ويدئو موسيقي هاي خوانندگان رپ را پايه گذاري كرده است. اين ويدئو به خاطر شدت مسائل و مشكلاتي كه مايكل با آنها درگير است, ويدئويي شرارت آميز است. شما مجبور نيستيد براي جكسون احساس تاسف بكنيد اما بدون توجه به اينكه مايكل جكسون كيست و چگونه به اينجا رسيده است, ساختن همچون ويدئويي همانقدر بيرحمانه است كه تحقير كردن مادرتان در يك آهنگ رپ كه امينم اين آهنگ را نيز به انجام رسانده است. مسلما در اينجا صحبت از دلسوزي نيست اما اندكي احترام چطور؟

امينم يك شارلاتان است و به تمام چيزها برچسب بد ميزند. همجنس بازان, خوانندگان زن و حالا مايكل جكسون, براي او موضوعات خوبي هستند. فكر ميكنيد او چه زماني معضلاتي مانند آلودگي محيط زيست را موضوع آهنگهاي خود قرار خواهد داد؟

شخصيت پست امينم, تنها يكي از تصنيفهاي اين ملودي مبتذل است. رئيس جمهور در كاخ ناسزا ميگويد و حتي عذر خواهي نميكند. برنامه هاي تلويزيوني افراد را به تمسخر ميگيرند. سيستم آموزشي ما همچنان لنگ ميزند. هاوارد استرن 1 ميليارد دلار دريافت ميكند تا در برنامه هايش به همه توهين كند. بنظر ميرسد نشانه اي از شرم در رفتار هيچكس به چشم نميخورد.

منبع: MJFC / EUR

October 12, 2004 | سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۳

سرمحافظ سابق مایکل در بستر بیماری

به نقل از راجر فريدمن ـ فاكس نيوز:

مايكل جكسون به تمايل براي التيام بخشيدن به دنيا و كمك كردن به بچه ها مشهور است، اما اکنون قديمي ترين كارمند و محرم رازش در بستر بیماری تنها مانده است.

Bill Bray كسي كه براي بيشترين مدت حرفه ي مايكل، سرمحافظش بوده است، حالا در بستر بيماري خوابيده و در وضع وخيمي به سر ميبرد. اكنون مدت پنج سال است كه هيچكدام از اعضاي خانواده ي جكسون را نديده و از طرف آنها چيزي نشنيده است. گرچه هنوز هم به آنها وفادار مانده است.

متن کامل خبر

...