November 30, 2006 | پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۸۵
ماجراهای بيشتر از آنچه در لندن گذشت!
مايکل روز پنجشنبه ساعت ۱۲ هتل را به همراه کودکانش ترک کرد. طرفداران اطلاعی از اينکه او کجا می رود نداشتند تا اينکه يکی از مسئولان هتل برگه ی کوچکی به يکی از آنها داد. روی برگه نوشته شده بود تاتر پرينس ادوارد ساعت ۲.۳۰ مايکل جکسون. آنها دقيقا نمی دانستند که منظور از اين نوشته چيست اما مامور هتل به آنها گفت که اين را مايکل به شما داده. او می خواهد شما آنجا باشيد. آنها با سرعت خود را قبل از مايکل به آن محل رساندند. به غير از آنها عده ی زيادی از طرفداران خارجی که اين موضوع را فهميده بودند نيز آنجا بودند. بالاخره ماشين مايکل نمايان شد. او جلوی در تاتر ايستاد و سپس باديگاردها سعی کردند تا راه کوچکی بين طرفداران برای مايکل ايجاد کنند تا او و کودکانش بتوانند وارد تاتر شوند. آنها بعد از تلاش بسيار و کمک عده ای از طرفدران رديف جلو جمعيت را عقب برده و مايکل و فرزندانش به سرعت وارد تاتر شدند.
همه ی درهای تاتر بلافاصله بسته و هيچ کدام از طرفدارن موفق به ديدن چيزی نشدند. همه نا اميدانه شروع به پراکنده شدن کردند که ناگهان يکی از اعضای تيم مايکل بيرون آمد و حدود به ۸ تن از طرفدارن را وارد سالن تاتر کرد. آنها برای اين هشت نفر از قبل جا رزرو کرده بودند و آنها در فاصله ای خيلی کم از مايکل و کودکانش در تاتر نشستند. کودکان زيبای او ماسکی به صورت نداشتند و هر کدام شباهت خاصی به مايکل داشتند مخصوصا بلانکت. مايکل مدام در طول تاتر با آنها حرف می زد و يا پيشانيشان را می بوسيد. او با آهنگهای تاتر گاهی بلند و گاهی آرام دست می زد، سرش را تکان می داد و يا پايش را روی زمين می کوبيد. دربين دو نيمه ی تاتر او و کودکانش بلند شدند تا سالن را ترک کنند و مردم که تازه متوجه شدند مايکل جکسون در بين آنها نشسته مدام می گفتند مايکل جکسون اينجاست خدای من!!!

مايکل در حالی که تی شرتی با عکس خودش به تن داشت با لبخند هميشگيش به يکی از اتاقهای خصوصی رفت و در راه برگشت به سالن با مردم دست داد و سپس سر جايش نشست. پاريس در بين برنامه شروع به قدم زدن کرد مايکل او را روی پايش نشاند و مدام پيشانی او را می بوسيد. او مدام با پرينس در مورد تاتر صحبت می کرد و به او جاهای مختلف صحنه را نشان می داد. تاتر که به پايان رسيد او خيلی سریع سالن را ترک کرد. و به گفته ی عده ای از طرفداران به خريد در مرکز شهر لندن پرداخت. او سپس به هتل برگشت برای طرفدارن دست تکان داد. او طرفهای ساعت ۱۰ آمد پشت پنجره در حالی که دستش را زير سرش می گذاشت و سعی داشت به طرفدارن بگويد که می خواهد بخوابد. پليسها به طرفدارن اطلاع دادند که مايکل ممکن است فردا لندن را ترک کند.

منبع: آيدا ـ لندن
