...

May 31, 2006 | چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵

قسمتهايي از مصاحبه ي لري كينگ با اليزابت تيلور

لري كينگ: دوستي تو با مايكل از كجا شروع شد؟

اليزابت تيلور: من به كنسرتش رفتم. توي يك استاديوم بود. ولي نتونستم چيزي ببينم. 30 نفر رو همراهم برده بودم. ولي حتي نتونستيم چيزي بشنويم. پس به خونه رفتيم بلكه از تلويزيون تماشا كنيم. و مايكل شنيده بود كه من نيومده رفته بودم. روز بعدش به من زنگ زد و انگار داشت اشكش در ميومد چون شنيده بود كه من اونجا رو با عصبانيت ترك كرده بودم. اما من اين كار رو نكرده بودم، فقط نميتونستم چيزي ببينم.

و بعد سه ساعت تلفني با هم حرف زديم. و از اون به بعد بيشتر و بيشتر با هم صحبت ميكرديم. بعد همديگه رو ملاقات كرديم. و وقت بيشتر و بيشتري رو با هم گذرونديم. و دوستاي واقعا خوبي واسه هم شديم. همه ي چيزهامون رو به همديگه ميگفتيم.

لري كينگ: چرا اينقدر دوستش داري؟

اليزابت تيلور: ما خيلي بهم شبيه هستيم.

لري كينگ: واقعا؟

اليزابت تيلور: بله. ما هردومون دوران كودكي وحشتناكي داشتيم. خوب، وقتي تو سن 9 سالگي شروع به كار ميكنين، اين ديگه كودكي نيست. اون از 3 سالگي شروع كرد. و اين قطعا دوران كودكي نيست.

لري كينگ: تازگي ها باهاش حرف زدي؟

اليزابت تيلور: بله. حرف زدم.

لري كينگ: حالش چطوره؟ كجاست؟

اليزابت تيلور: خيلي خوشحال بنظر ميرسه.

لري كينگ: كجاست؟

اليزابت تيلور: وقتي باهاش حرف زدم فكر ميكنم تو لندن بود.

لري كينگ: ولي اخيرا كه تو توكيو بود. بعدش رفته لندن.

اليزابت تيلور: بله.

لري كينگ: ولي تو بحرين زندگي ميكنه؟

اليزابت تيلور: درسته.

لري كينگ: نظرت راجع به اتهاماتش چي بود؟

اليزابت تيلور: هيچوقت تو زندگيم تا اين حد از چيزي عصباني نشده بودم.

لري كينگ: اما اليزابت، معذرت ميخوام، خانوم اليزابت، فكر نميكني كه واسه مردم عجيبه كه يه مردي كه تو چهل سالگيشه، شب رو با بچه ها بگذرونه؟ منظورم فقط ظاهر قضيه است.

اليزابت تيلور: خيلي خوب. من جوابتو ميدم. چون خودم هم اونجا بودم. وقتي برادر زاده ها و خواهر زاده هاش اونجا بودن، و ما همگي توي تخت بوديم و داشتيم كارتون تماشا ميكرديم. هيچ چيز غير عادي اي نبود. ما مثل بچه ها ميخنديديم. هيچ چيز بدي نبود.

لري كينگ: پس تو فكر ميكني كه اونها ميخواستن يه جوري مايكل رو بدام بندازن؟

اليزابت تيلور: بله اينطور فكر ميكنم. بنظر من پاپاراتزي اين ماجرا رو شروع كرد. پاپاراتزي نه، مطبوعات.

لري كينگ: آيا فكر ميكني دوباره كارش رو شروع كنه؟

اليزابت تيلور: فكر نميكنم. مگر در اروپا.

لري كينگ: فكر نميكني ديگه واسه زندگي به ايالات متحده بياد؟

اليزابت تيلور: خوب، آخه واسه چي همچين كاري بكنه؟ اينجا باهاش مثل آشغال رفتار كردن.

منبع: eMJey / AP / CNN / MJJF


...