March 19, 2005 | شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۳
نوروز باستاني و آيين زرتشتي

خوشبختي از آن كسي است كه در پي خوشبختي ديگران باشد
در آستانه فرا رسيدن سال نو ، بي مناسبت نيست كمي بيشتر با آيين كهن اين مزر و بوم آشنا شويم...
نوروز _ زيبا ترين جشن در آيين زرتشت
جشن نوروز بزرگترين ، برجسته ترين ، ويژه ترين و باشكوه ترين يادگار ايرانيان از روزگار باستان تا به امروز است. بيشترين ارزش اين جشن را ميتوان در آن دانست كه با پشت سر گذاشتن فراز و نشيبهاي گوناگون چون كوهي استوار از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، تركها ، مغولها و اقوام وحشي عرب جان به در برده و با روح و احساس مردم اين سرزمين چنان سرشته شده است كه همه ساله در ژرفاي دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسيدن آن هستند.
طبق عقايد زرتشتيان ماه فروردين به " فراوشي " اشاره دارد و دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار تحول ميكند.
جشن نوروز از رسوم باستاني و ملي ايرانيان ميباشد. جزييات چگونگي اين جشن تا دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نيز هيچ اشاره اي به آن نشده است. تنها اطلاعات اندكي مربوط به دوره ساسانيان در اين باره وجود دارد.
چهارشنبه سوري و روشن كردن آتش
ايرانيان باستان به آتش احترام ميگذاشتند. زيرا آتش باعث تصفيه هوا ميشده است. آتش از بين برنده ي ناپاكي ها و روشن كننده ي تاريكي هاست.
زرتشتيان آتش را نميپرستيدند اما آن را به عنوان مظهري از يك انسان متعالي مورد احترام ميدانستند.
حركت صعودي آتش ، نوراني و گرما بخش بودن آن ، نماد يك انسان متعالي را در آيين زرتشت تداعي ميكند.
فلسفه ي خانه تكاني
زرتشتيان ايران باستان بر اين باور بودند كه فروهرها ( يكي از نيروهاي اهورايي در كالبد انسان كه پس از مرگ همانند روان به مكان نخستين خود باز ميگردد ) از ده روز پيش از نوروز براي ديدار بستگان و بازماندگان خود به زمين بازميگردند. به همين دليل است كه زرتشتيان از اوايل اسفند ماه خانه تكاني و پاك سازي محيط پيرامون خود را آغاز ميكردند. و مقدمات جشن و شادي را فراهم ميساختند تا فروهرها هنگام فرود آمدن آنها را هماهنگ با طبيعت ، شاد و خرم و پاك و تازه ببينند و با خشنودي و آرزوي بركت براي خاندان خود به سراي خويش بازگردند.
سبزه
روايت است كه اهريمن ، بلاي خشكسالي را بر زمين فرو نشانيد. اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد. آنگاه خشكسالي ، قحطي و نكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت. با بازگشت او ، درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند. پس مردم اين روز را " نوروز " خواندند. و هر كس به يمن و مباركي در تشتي ، جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.
هفت سين
سمنو ، سيب ، سنجد ، سركه ، سير ، سكه و سبزه ،
هفت واژه اي كه با حرف سين شروع ميشوند و معاني استعاره اي خاص خودشان را دارند ، به همراه تخم مرغهاي رنگين ، گلاب ، ماهي قرمز در آب ، شمع و آينه عناصر تشكيل دهنده ي سفره ي هفت سين ايرانيست. زرتشتيان كتاب مقدس اوستا را نيز در راس سفره هايشان قرار ميدهند.
هريك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره ي بهاران است.
در اساطير ايراني ، سمنو كه از جوانه ي گندم درست ميشود ، نشانه و سمبل زايش دوباره ي بهار است. و سبزي و سكه و سركه نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش هستند كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر ، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است.

فر و پيروزي ما ملت پيداست هنوز
كيش زرتشت ز آتشكده برجاست هنوز
كاخ داراي بلند اختر برپاست هنوز
طاق كسري به لب دجله هويداست هنوز
ايرانيم و ريشه به خاك وطنم هست
عشق وطن آميخته با جان و تنم هست
هرگز به همه گوهر عالم نفروشم
اين دري را كه به درج دهنم هست
در سينه نهان كرده ام آتشكده ي پارس
اين آتش پر سوز نهان در سخنم هست
مختصري در مورد آيين زرتشتي
ظهور زرتشت يكتا پيامبر پارسي

زرتشت اولين پيامدار خير و نيكي ، در ششمين روز از ماه فروردين در 1768 سال پيش از ميلاد مسيح با چهره اي خندان ديده به جهان گشود.
زرتشت به معناي " ستاره درخشان و روشنايي زرين " است.
مكان تولد بزرگ پيامبر پارسي را " رگه " در كنار رودخانه ي " درجي " و درياچه ي " چيچست " ( رضاييه ي كنوني در آذربايجان ) نقل كرده اند.
در زمان تولد او ، " فروهر " نيروي اهورايي به كالبدش دميده شد. خنده ي زرتشت هنگام زاده شدن شگفتي را در همه برانگيخت و همين باعث شد كه " كرپ ها " ( كاهنان ، ساحران و جادو پزشكان ) و " كوي ها " ( فرماندگان ، بزرگان و سران قبايل ) او را شيطان پندارند و در صدد قتلش برآيند. اما هر بار كودك جان سالم به در برد. زرتشت باليد و بزرگ شد و در 15 سالگي اخلاق و كردار و پرهيزگاري و پارسايي و انسان دوستي و حسن شهرت وي همه جا پراكنده بود. او ذهني تيز و روحيه اي كنجكاو داشت و در اين سن همه ي دانش زمان خود را آموخته بود. بينش زرتشت بدانجا رسيد كه بداند خدايان ، پنداري نادرست است و تنها يك آفريننده وجود دارد كه همه ي هستي از اوست.
چون زرتشت به چهل سالگي رسيد ، " امشاسپند ( فرشته ) وهومن " بر او فرود آمد و وحي آورد. و او به پيامبري برانگيخته شد.
" ميديوماه " از نخستين گروندگان زرتشت و پسر عموي او بود. كرپ ها و كوي ها به مخالفت با زرتشت برخاستند اما امشاسپندان " وهومن و اشاوهيشت " او را ياري كردند تا به پيروزي رسيد.
زرتشت حتي پيش از برانگيخته شدن نيز ديدگاه هاي خود را در باره ي روش زيست و هستي خداوند بر همگان شرح ميداد اما پس از آن با كوشش ويژه اي دست به كار گسترش آيين " راستي و خرد " شد.
زرتشت پس از برانگيخته شدن همراه با همسرش " هووي " به سيستان و بلخ از مراكز اصلي تمدن كهن آن دوران شتافت و به تبليغ آيين خود پرداخت.
در زمان هفتاد و سه سالگي زرتشت ، شاه توران " ارجاسب " با شاه ايران وارد جنگ ميشود كه چرا دين زرتشت را پذيرفته است. در كشاكش يكي از همين نبردهاست كه زرتشت پس از 33 سال پيام آوري به خير و نيكي به دست سربازي توراني كشته ميشود.
از زرتشت سه دختر به نامهاي فريني ، تريتي و " پوروچيستا " و سه پسر به نامهاي ايست واستر ، اوروتد نر و هورچيترا و آييني بر جاي ماند كه قرنهاي متمادي هدايتگر مردماني بود كه تا زمان ظهور اسلام ، بر خاك پاك ايران زاده شدند و بر اين خاك چشم فرو بستند.
پس از زرتشت ، پيروان و بخصوص دختر او " پوروچيستا " تلاش بسياري براي تبليغ آيين زرتشت به عمل آوردند. 35 سال پس از كشته شدن زرتشت ، آيين " مزديسني " جهانگير شد.
چيستا ايزد بانوي زرتشتي
چيستا در آيين زرتشتي الهه يا ايزد بانوي دانايي است و در لغت به معني فردي است كه بسيار ميداند و انديشه هاي بسيار دارد.
" يشت شانزدهم كه به " دين يشت معروف است " ، يشت دهم و " مهر يشت " بخشهايي از كتاب اوستا هستند كه در آنها از پورو چيستا يا پئورو چيستا به معني بسيار داننده ، كه كوچكترين دختر زرتشت پيامبر است نام برده شده است. در دين يشت كه مختص پورو چيستا است ، پدر و مادر ، آثرونها ( روحانيون ) و پادشاه او را ميستايند. در " مهر يشت " در مورد او چنين آمده است:
" چيستاي بسيار راست ، سپيد و سپيد پوش از سوي چپ گردونه ي مهر ميتازد. "
اخلاق و ادب ايرانيان باستان در آيين زرتشتي
" هرودوت " مورخ يوناني سده ي پنجم قبل از ميلاد مسيح اين چنين مينويسد:
" ايرانيان به فرزندان خود از پنج سالگي تا بيست سالگي آداب نيكوي زرتشتي و به ويژه سواري ، تير اندازي ، دويدن ، تحمل سرما و گرما ، بكار بردن سلاحهاي گوناگون و " راستگويي " مي آموختند.
آنها دروغگويي را بدترين عيب ميدانستند. آنان از آب دهان افكندن در آب و گذرگاهها و در نزد ديگران ابا داشتند . در آب روان دست و رو نميشستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند. بزرگترين صفات آنان ، مردانگي ، رشادت و دلاوري بود.
از ديگر ويژگيهاي ايرانيان ، محترم داشتن همسايه ، خودداري از رشوه گرفتن ، دزدي و تصرف در اموال ديگران بود. ايرانيان از پر خوارگي و شكم پرستي پرهيز ميكردند و به هنگام راه رفتن چيزي نميخوردند. شكار را به اعتبار جنبه ي ورزشي آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان آن زمان جنبه ي عملي پيدا كرده بود و همين مساله سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر ميشد. "
جايگاه زنان در آيين زرتشتي
در آيين زرتشت شش امشاسپند وجود دارند با نامهاي " وهومن ، اشاوهيشت ، وخشترويه " كه مذكرند و سه تاي ديگر با نامهاي " سپندارمذ ، هروتات و امرتات " ، تجلي صفات زنانه ي اين دنيا هستند.
" سپندارمذ يا سپنتا ارمئيتي " در جهان ، مظهر مهر ، بردباري ، وفا ، صلح و سازش شناخته شده است. از آنجا كه اين فرشته مونث است ، اختصاص دادن اين ويژگيها به او شايد بدان سبب بوده است كه اين صفات در زنان وجود دارد.
" امرتات يا مرداد " به مفهوم بي مرگي و جاودانگي است. او حافظ گيتي و گياهان است. اين وظيفه نشان دهنده ي وظيفه ايست كه زن در طول تاريخ براي بقاي نسل انجام ميداده است.
" هروتات يا خرداد " مظهر كمال و رسايي اهورامزدا است. نعمت و رستگاري و آرامش و سعادت از جانب خرداد به مردمان پاك دين ارزاني شده است. و اين صفت به نشانه ي آرامش يافتن مردان در نزد زنان ، به هروتات داده شده است.
در كتاب مقدس اوستا ، براي زن و مرد هيچگونه امتيازي نسبت به يكديگر در نظر گرفته نشده است. زن حق شركت در تمامي فعاليتهاي اجتماعي را دارد. در اوستا زن و مرد پيوسته از يك حقوق مساوي بهره مند ميباشند و امتيازي نيز بين آنها وجود ندارد. در آيين زرتشتي آفرينش زن و مرد هم سنخ و با يكديگر برابر است. طبق نوشته هاي متون ديني زرتشتي ، دربعضي مراسم ديني زن به مقام داوري و جانشيني موبدان نيز رسيده است. در اين دين زن هم مانند مرد حق مالكيت داشته و دختران در انتخات همسر آزاد بوده اند.
در ادامه چند مورد از حضور زنان در تاريخ ايران باستان آورده شده است :
" آرتيميس " زني بود كه در دوره ي هخامنشيان براي اولين بار به درجه ي درياسالاري نيروي دريايي نائل آمد.
" پانته آ " فرمانده ي گارد جاويدان شاه بود.
" آرتونيس " از سپهبدان داريوش شاه بود.
" پري ساتيس " همسر داريوش دوم ، سمت ارتشبدي داشت. " آمستريس " دخترش فرمانده بود.
" استاتيرا " دختر داريوش سوم ، نيز فرمانده بود.
" آرتا دخت " مسئوليت خزانه ي اردوان چهارم را بر عهده داشت.
" سورا " دختر اردوان پنجم ، در جنگها دلاورانه پدرش را همراهي ميكرد و سمت سپهبدي داشت.
" آذرميدخت " دختر خسرو پرويز ، پس از خواهرش " پوران دخت " بر تخت نشست.
" پرين " دختر قباد ، مشاور امور قضايي ساسانيان بود.
" آپارنيك " به همراه رستم فرخزاد ، " نگان " ، " بانو " به همراه همسرش بابك خرمدين و " آزاد ديلمي " از ديگر زناني بودند كه تا آخرين قطره ي خونشان با عربهاي متجاوز دليرانه جنگيدند.
فروهر
در باور سنتي زرتشتيان ، وجود انسان از چهار گوهر تشكيل شده است كه بهم پيوسته اند و از تاثير آنها بر يكديگر ، پويندگي و بالندگي از هر فرد سرچشمه ميگيرد. اين چهار جز عبارتند از " تن و جان " كه مربوط به جهان مادي اند و " روان و فروهر " كه مربوط به بعد مينويي سرشت آدمي هستند. فروهر گوهري است كه روان را از گرايش به كژي و كاستي و دروغ باز ميدارد تا روان به آرامي راه خدا جويي را طي كند و شايستگي فراگيري نور حقيقت و پيام سروش را داشته باشد.
در دوره هخامنشيان ، نگاره ي فروهر به عنوان آرم ملي شكل گرفت. هريك از اندامهاي اين نگاره ، گوياي مفهومي در انديشه ي نياكان است

1. چهره ي سالخورده و نوراني فروهر ، ياد آور بهره گيري از تجربه ي پيران خردمند است.
2. بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگيري هومت ، هوخت و هورشت يعني " انديشه ، گفتار و كردار نيك " را به انسان سفارش كند.
3. قسمت زير بال فروهر نيز سه قسمتي است تا نفرت انسان و زير پا گذاشتن دژمت ، دژوخت و دژورشت را يادآوري كند. يعني هر فرد بايد انديشه ، گفتار و كردار ناپاك را از خود دور سازد.
4. دو رشته ي آويخته در پايين ، نشانه ي پيوستن به سپنته مينو ( منش پاك ) و پشت سر گذاشتن انگره مينو ( انديشه پليد ) است.
5. حلقه ي دور كمر فروهر ، نشان وارستگي انسان از اميال ناهنجار و نيروي پرواز او به سرچشمه ي خورشيد است.
6. دستهاي فروهر رو به سمت جلو است تا آرمان انسان همواره به سوي پيشرفت و بالندگي باشد
7.حلقه ي دست اين نگاره ، جلوه گاه آيين مهر و نشان پيمان انسان با خداوند در پيوستن به اشويي است.
( اشو هنجار درستي است كه اهورامزدا جهان را بر اساس آن خلق كرده است.)
آيين زرتشت
در آيين زرتشت نيروهاي خير و شر بهم آميخته اند.
اورمزد ( اهورامزدا ) نخست شش نيروي خير ( امشاسپندان) كه مددكار باشند آفريد. اينها مظاهر پاداش ، بخشش ، راستي ، شاهي نيك ، انديشه ي نيك ، خواسته ، ثروت ، لذات و شادماني ها بودند.
اهريمن نيز شش مظهر بدي و زشتي در مخالفت و ضديت با آفريده هاي اورمزد پدپد آورد.
اورمزد قلمرو خود را سه برابر آنچه كه بود گسترش داد. آنگاه زمين را از خورشيد جدا كرد و ميانشان فاصله اي زياد قرار داد. آسمان را با ستارگان زينت بخشيد و ستاره ي سيروس را بر ديگر ستارگان سروري بخشيد. از آن پس 24 ايزد بيافريد و آنان را در مداري بيضوي قرار داد. اما اهريمن و مظاهر زشتي در اين مدار رخنه كرده و به آن راه يافتند. از اين جاست كه خوبي ها و بدي ها آميخته شدند. سرانجام پس از چنين واقعه اي ، روزگاري بيماري و شر و آفت غلبه خواهند كرد اما سرانجام زماني فرا ميرسد كه تعادل و توازن برقرار شود و نوعي آسايش و يگانگي ميان مردم استوار گردد.
دين زرتشت از زمان كيانيان و هخامنشيان به تدريج در ايران رواج يافت. در حكومت اشكانيان گسترش پيدا كرد و در دوران ساسانيان دين رسمي ايران شد. پس از يورش تازيان ، بعضي از ايرانيان تغيير دين دادند. گروهي به سوي كشور هندوستان مهاجرت كردند. تعدادي نيز كه در ايران ماندند ، پس از سالها رنج و دربدري به شهرهاي كويري ايران ، يزد و كرمان پناه بردند و با كندن كاريزها ، آب را از دل زمين برآوردند و پيشه ي سفارش شده ي پيامبرشان ، كشاورزي را در شهرهاي كويري گسترش دادند.
در پيام زرتشت ، خداوند " اهورامزدا " نام دارد. " اهورا " به معني هستي بخش و " مز " به معني بزرگ است. " دا " نيز از دانش و دانايي مي آيد. از اين ديدگاه خداوند ، داناي بزرگ است. انسان را بنده و برده ي خويش نميداند بلكه با خردي كه به انسان بخشيده ، جايگاه ارزشمند انساني و دانايي را به او پيشنهاد كرده است.
در آيين زرتشت ، جنگ و دشمني چه در جهت كشور گشايي و چه به نام گسترش دين ، نادرست است. همه ي انسانها بايد با پيوستن به اشا ( هنجار درست ) مهرباني و يگانگي را در بين خود گسترش دهند تا دوستي جهاني پايدار گردد.
دين زرتشت دين شادماني است. از اين رو پيروان زرتشت ، شاد بودن را برگزيده اند و از افسردگي و سوگواري دوري ميكنند. در اين آيين جشن و سرور ، يكي از راه هاي نيايش و ستايش خداوند و نزديك شدن به اوست. به همين علت زرتشتيان به جز جشنهاي نوروز ، مهرگان و سده ، جشنهاي ماهيانه هم دارند و آن روزهايي است كه نام ماه و روز يكسان ميشود.
در آيين زرتشت ، انسانها از هر نژاد ، مليت و قوم ، با هر زبان و رنگ پوست ، دين و عقيده از حقوقي برابر برخوردارند. زرتشت تنها عامل برتري را پايبندي به قانون اشا و پيروي از انديشه ، گفتار و كردار نيك ميداند.
از ديدگاه اشو زرتشت ، خداوند تمامي انسانها را آزاد آفريده است و آنها را از نعمت آزادي و خرد برخوردار ساخته است. تا با بهره گيري از انديشه ي خويش ، ديدگاهها و پيشنهادهاي گوناگون را مورد ارزيابي قرار دهند و با اختيار كامل بهترين راه را در زندگي برگزينند. چنانكه انسانها از آزادي انديشه و بيان برخوردارند ، از حق آزادي در انتخاب دين و آيين نيز بهره مند هستند. وقتي انسانها از حقوقي مساوي برخوردار باشند ، زن و مرد نيز در تمام مراحل مادي و مينويي زندگي حقوقي برابر دارند.
آيين زرتشت به تمام معني دين اختيار است. اختيار موهبتي است آسماني كه در همان آغاز هستي به رايگان در اختيار مخلوقات قرار گرفت. در " گاتها " به معني سروده هاي پاك زرتشت ، " قديميترين بخش " اوستا " ، بر اختيار آدمي به شدت تاكيد شده است . اختيار ، گزينشي ميان راستي و دروغ.
در راستاي قانون اشا ، انسان در برابر جهان هستي و آنچه در آن روي ميدهد ، مسئول است و بايد از تخريب منابع مادي و معنوي جهان هستي بپرهيزد.
يكتايي اهورامزدا ، پيامبري زرتشت ، پيروي از اشا ( هنجار درستي كه اهورامزدا جهان را بر مبناي آن آفريده است ) ، انديشه و گفتار و كردار نيك ، آزادي گزينش راه ( اختيار ) ، پاداش و باد افره اخروي ، جاودانگي روان و رستاخيز ، پايه هاي آيين زرتشتي را تشكيل ميدهند.
در آيين زررتشت معناي بهشت عبارت از " بهترين منش " و معناي دوزخ " جايگاه تيرگي و دروغ " است.
همچنين در دين زرتشت چيزي به عنوان چند همسري وجود ندارد. زنان و مردان تا زمانيكه با كسي پيمان زناشويي داشتند ، به او پايبند ميماندند.
آموزه هاي زرتشت به مدد فروهر پاك او جاويدان , و پاك انديشي او در هزاران سال باقي ماند. او پيامبر مهر و رحمت و عدالت بود. از هزاران سال پيش سرود او در تاريخ جريان دارد " به كردار نيك انديشيد ، به پندار نيك انديشيد و به گفتار نيك انديشيد "
دين زرتشت بر خلاف تصور بسياري از مردم كه نا آگاهانه آن را دين آتش پرستي ميدانند ، دين يكتا پرستي است. زرتشت به پيامبري بر انگيخته ميشود و براي مردماني كه در پرستش خدايگان متعدد بودند ، صحبت از اهورامزدا ، يگانه خالق هستي بخش جهان به ميان مي آورد.
اهورامزداي زرتشت مثال ساير خدايگان آن زمان ، كينه جو ، خشمناك ، انتقام گيرنده و مجازات گر نيست. او مهربان ، بخشنده ، بخشاينده و سراسر نيكي و داد است. در بينش زرتشت رابطه ي انسان با خدا بر مبناي دوستي و محبت است نه از روي ترس و بيداد.
زرتشت پيام آور نيكي و بخشش است و دين او ، دين مهر و گذشت و ايثار.
زرتشت ادعاي پيامبري يا معجزه نميكند. هدف او قدرت طلبي و حكمراني نيست. او آمده است تا تفكر خفته ي مردم را بيدار كند و چنين نيز ميكند.
ايرانيان پس از مرگ زرتشت دين از او ميپذيرند و آن را سينه به سينه منتقل ميكنند. ايران پس از زرتشت ، ايراني آباد و آگاه است كه آوازه ي فرهنگ و تمدنش در جهان پيچيده است. چنان فرهنگ غني و پرباري كه حتي يورش اقوام توراني و ترك و اعراب وحشي آن زمان ، نتوانست آسيبي بدان برساند. چنانكه هنوز از پس قرنها ، سرود اهورايي زرتشت به گوش ميرسد كه ميخواند:
